تبلیغات
به «خوات آنلاین» انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات خوش آمدید.جهت دسترسی آسان وسریع به مطالب وبلاگ،لطفابه موضوعات مطالب مراجعه نمایید.در صورت گفتگوی آنلاین با مدیر *خوات آنلاین* از ابزارکی که درکنار صفحه و درسمت راست گذاشته شده استفاده نمایید... امید است که بانظرات سازنده تان مارا درجهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید...... سربلند وپیروز باشید خوات آنلاین

خوات آنلاین
انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات 
نظر سنجی
هدفمند کردن یارانه ها در زندگی مهاجرین افغانستان در ایران






لینک های مفید

خوات آنلاین



خوات دانلود


برچی کده


روزنه امید





ناآشنایان دل آشنا



وب نوشت حسین بخش رمضانی


خوات معاصر








چت باکس


دیدن سایت

برای مشاهده کانال خوات آنلاین کلیک کنید

خوات دانلود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

پایگاه شخصی دکترمحمدشفق خواتی

وبسایت فرهاد اکبر

روزنامه آسیا تایمز

شبکه اطلاع رسانی افغانستان

خانه ثمر،خانه دانشجویان وفرهنگیان افغانستان

وبسایت هواداران طاهر خاوری

مجمع فرهنگی نور

وبنوشت محمدرضا محمدی

با مهاجرت گسترده افغانستانی ها به ایران در جریان جنگ‌های این کشور، افغانستانی ها عملا در واقعیت اجتماعی بخشی از این جامعه ایران شدند؛ اما آنها در همه این سال‌ها نادیده گرفته شدند

برای اولین بار صدای مظلومیت افغانستانی های از رسانه های ایران شنیده شد
کانال 4 شبکه تلویزیون دولتی ایران در برنامه ای بانام راز ، به مشکلات وضعیت مهاجران افغانستانی پرداخت
در آرمان‌شهر انقلاب، وضعیت امروز مهاجرین افغان و سکوت رسانه‌ها قابل ‌قبول نیست
برنامه «راز» هفته گذشته با موضوع «مهاجران افغان در ایران» و با بررسی فیلم «چند متر مکعب عشق» میزبان نوید محمودی تهیه کننده فیلم، محمدکاظم کاظمی شاعر، مهدی طوسی دبیر فرهنگی خبرگزاری تسنیم و حسین محمودیان مستندساز و نویسنده بود

به گزارش تسنیم، در ابتدای این برنامه محمدکاظم کاظمی شاعر افغانستانی درباره حضور افغانستانی ها در ایران و نمود آن در رسانه‌های ایرانی گفت: واقعیت این است که با مهاجرت گسترده افغان‌ها به ایران در جریان جنگ‌های این کشور، افغانستانی ها عملا در واقعیت اجتماعی بخشی از این جامعه ایران شدند؛ اما آنها در همه این سال‌ها نادیده گرفته شدند و بی‌توجهی به آنها کاملا مشهود است

پرسش بزرگ همه این سالها: چرا مهاجرین افغانستانی دیده نشدند؟
کاظمی افزود: درست است که این مهاجران از لحاظ قانونی همطراز با ایرانیان نیستند اما از لحاظ انسانی و فرهنگی و به ویژه از این جهت که خیلی‌ها از آن‌ها بخش اعظمی از عمر خود را در ایران گذراندند و حتی خیلی‌ از آنها متولد ایران هستند، بخشی از جامعه ایران به حساب می آیند. اما برای ما هم جای پرسش است که چرا انسان هایی که در سال‌ها در این اجتماع زندگی کردند، دیده نشدند و کمتر در مورد آنها صحبت شد و اساسا به مجرای رسانه ها نرسیدند

نوید محمودی تهیه کننده «چند مترمکعب عشق»، فیلم تحسین شده جشنواره فجر امسال، دومین میهمان برنامه بود
محمودی صحبت‌هایش را این‌گونه شروع کرد: از زمانی که فیلم در جشنواره نمایش داده شد، من به طور دقیق به دنبال این بودم که ببینم در مطبوعات در خصوص فیلم چه اتفاقی می افتد. در خبرگزاری تسنیم تیتری از شما دیدم که گفته بودید:"«چند مترمکعب عشق» تلنگری به انقلاب است" . این تیتر خیلی برای من غیرمنتظره بود. واقعیت این است که گاهی شما در هنر اقدامی انجام می دهید که خودتان چنین برداشت‌هایی از آن نمی‌کنید، اما برداشت های متفاوت دیگران نسبت به آن، جذابیت بیشتری برایتان می آفریند

طالب‌زاده در مورد شکل‌گیری ایده طرح «چند متر مکعب عشق» از محمودی پرسید و او پاسخ داد: سال ۸۳ در سفری که به افغانستان داشتیم در باره اتفاقی مشابه اتفاق پایان فیلم؛ چیزهایی شنیدم. با جمشید قصه را مطرح کردم. به نظر او هم ایده بی نظیری بود برای پایان یک فیلم. پایان فوق‌العاده‌ای برای یک فیلم بود و حالا ما پایان قصه را پیدا کرده بودیم و بعد دنباله ماجرا را گرفتیم. به طور طبیعی ایده رشد کرد و از ایده یک فیلم کوتاه به فیلم بلند رسیدیم و نهایتا از سال ۸۳ تا سال ۹۱ به یک قصه سینمایی بلند رسیدیم. جمشید معتقد بود که بهتر است قصه فیلم به جایی که از آنجا آمده است، وفادار باشد و بهترین اقدام این است که یکی از شخصیت های اصلی حتما افغان باشد. بعد از نمایش فیلم و خواندن واکنش‌های سایت مختلف به این مسأله رسیدم که این عزیزان به مسائلی اشاره کردند که شاید در لحظه نگارش فیلمنامه خودمان چندان به آن توجهی نداشتیم. تمام تلاش ما از لحظه شروع و پایان این بود که این عشق آن قدر زیبا نشان داده شود که بیننده ما تمام عوامل دیگر فیلم را دوست داشته باشد

جشنوار‌ه‌های خارجی از ما روایت آدم‌های سرشکسته و منزوی می‌خواهند/ اگر کمی فیلم را تغییر می‌دادیم حالا جایزه جشنواره برلین را گرفته بود
محمودی یادآوری کرد: بخشی از جشنواره های خارجی معمولا محصولاتی از ما می خواهند که ما در آنها آدم های سرشکسته و منزوی باشیم و شاید به همین دلیل هم این جشنواره ها با ما برای تبادل این اثر به نتیجه‌ای نمی‌رسند. ما یک فیلم انسانی تولید کردیم و کافی بود این فیلم به سمت چپ یا راست متمایل شود تا جشنواره‌های خارجی حسابی تحویلش بگیرندما نمی‌خواستیم این کار را کنیم که اگر این طور بود، در همین جشنواره برلین هم جایزه می‌گرفت. هدفمان تولید یک فیلم انسانی بود که به این اشاره کند عشق در هرجا و زمانی اتفاق می افتد و این عشق در بستر یک اجتماع کوچک در ایران پدیدار شده است
مهاجرین افغان، پنجره و دریچه شناخت ایران و افغانستان را باز کردند
محمد کاظم کاظمی شاعر مهاجر افغانستانی درباره چگونگی استفاده از ظرفیت به تصویر کشیدن افغانستانی ها در ایران و نقاط ضعف و قوت آن طی این سال ها توضیح داد: با بازگشت به گذشته متوجه نقاط اشتراک خودمان مانند همزبانی و هم دینی می شویم. هیچ ملتی جز افغانستان با ایران تا این اندازه اشتراک ندارد. این یگانگی از سال های گذشته می توانست بیشتر شود و شرایط استراتژیک فرهنگی میان دو کشور هم زمینه آن را فراهم کرده بود. برای ما افغان ها آمدن به ایران باز شدن یک پنجره بود. این می توانست برای جامعه میزبان هم یک فرصت باشد تا پل پیوند بیشتری بین دو کشور باشد. بسیاری از مهاجران افغان که به ایران آمدند، جزو افرادی بودند که می توانستند از توانایی های علمی و کاری آنها استفاده شود. افغان ها در سازندگی ایران موثر بودند و مهمتر آنکه پنجره و دریچه شناخت میان ایران و افغانستان را باز می کردند

مشکل اصلی رابطه ایرانی‌ها و افغان‌ها شناخت است/ اگر شناخت بیشتر بود روابط تسهیل می‌شد
این شاعر افغان افزود:مشکل بزرگ ما این است که نسبت به افغان ها نوعی نبود شناخت به چشم می خورد و اکثر مردم ایران از افغان ها اطلاعات اندکی دارند و از رنج افغانی ها در مهاجرت و حتی توانایی های آنان آگاه نیستند. اگر این اطلاعات نسبت به مهاجران بیشتر می شد، روابطمان تسهیل می شد. متأسفانه از بسیاری از فرصت‌ها برای ایجاد روابط بیشتر بهره برداری نشد

«چند متر مکعب عشق» نمایش واقعیت در واقعیت است
نوید محمودی در خصوص لوکیشن فیلم و چگونگی رسیدن به این مکان برای فیلمبرداری هم گفت: قصه اولیه فیلم اصلا قرار نبود در چنین لوکیشنی باشد بلکه این طور تعریف شده بود که در مساحتی ۳۰ هزارمتری که درون آن مملو از کانتینر باشد و آدم ها بتوانند در آنجا کار و استراحت کنند فیلم گرفته شود. ما بارها به شرکت های مختلف که در آنجا کانتینر بود، رفتیم اما متأسفانه برای یک کار دو ماهه ممانعت می کردند. همین طور که دنبال لوکیشن بودیم و نا امید شدیم، دستیار دوم کارگردان به ما تلفن زد و خبرداد که لوکیشن مورد نظرمان را پیدا کرده است. در آنجا کارگران افغان و لر و کرد با هم زندگی می کردند. با گروه صحنه و دکور به آنجا رفتیم و به المان های موجود در صحنه اضافه کردیم. اکثر افراد بعد از نمایش فیلم به واقعی بودن فضا اشاره می کنند. ما در واقعیت واقعیت را نشان دادیم و به همین دلیل موقعیت های فیلم از واقعیت دور نیست


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: مظلومیت افغانها، فیلم چندمتر مکعب عشق، مهاجرین افغانی،
[ یکشنبه 4 اسفند 1392 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]

ما کمترین منابع را در اختیارشان قرار داده‌ایم. حتی در همان آغاز حضورشان، اسناد نشان می‌دهد که ما در برخی مواقع، فضای مدرسه را هم از کودکان افغانستانی دریغ می‌کردیم 

مطلب ذیل که مربوط به زندگی مهاجرین افغانستانی در ایران می باشد و در بسیاری از سایتهای ایرانی نشر شده، بدون هیچگونه دخل و تصرفی از سایت قانون به سمع و نظر شما می رسد.


برای ایرانیان واژه «اتباع بیگانه» با حضور افاغنه در كشور ما عجین شده‌است، شهروندان كشوری كه در ادبیات رسمی كشور دوست، همسایه و برادر قلمداد می‌شوند. اما درحوزه اجرا، به‌ویژه در برخورد با اتباع این كشور در ایران، رفتارهای متضادی را مشاهده می‌كنیم.

به نوشته قانون، در سال‌های اخیر، مدیران و مسوولان اجرایی كشور، برخوردهایی را با مردم این كشور، كه زبان و فرهنگ مشتركی با ما دارند، انجام داده‌اند كه نه برای افاغنه و نه برای شهروندان ایرانی قابل قبول نبوده است. ممنوعیت ورود به پارك‌ها برای این افراد، فقط بخشی از این محدودیت‌هاست، همچنان كه نوع بازگرداندن اتباع افغان به كشور خود نیز مسائل زیادی را مطرح كرده است. اما به‌راستی مساله چیست و چرابا افغان‌هایی كه حتی پیش از انقلاب، در ایران حضور داشته اند و همواره به كارهای سخت و بدنی مشغول بوده‌اند، این گونه برخورد می‌شود؟ با این برخوردها، نظر افغان‌ها نسبت به ایرانیان چیست؟ این‌ها سوالاتی است كه از امیر هاشمی مقدم، كارشناس ارشد انسان‌شناسی پرسیده‌ایم.

چرا حضور اتباع بیگانه، به‌ویژه افغانستانی‌ها در کشور ما مساله شد؟

یک دلیلش حضور انبوه و گسترده‌ آنان بود. بحث یک نفر و صد نفر نبود، بحث چند صدهزار نفر بود که گاهی تا 4-3 میلیون هم رسید. بنابراین ایرانی‌ها احساس کردند افغانستانی‌ها از منابع آنان استفاده خواهند کرد. در حالی‌که ما کمترین منابع را در اختیارشان قرار داده‌ایم. حتی در همان آغاز حضورشان، اسناد نشان می‌دهد که ما در برخی مواقع، فضای مدرسه را هم از کودکان افغانستانی دریغ می‌کردیم. مصاحبه‌های دکتر چنگیز پهلوان در سال‌های 64 تا 67 در کتاب «در زمینه ایران‌شناسی» این‌ها را نشان می‌دهد. دلیل دوم ذهنیت تاریخی‌ای است که ایرانی‌ها نسبت به افغانستانی‌ها دارند. ایرانی‌ها فکر می‌کنند دوره صفوی دوره گل و بلبل بود و فقط یک عامل خارجی به نام محمود افغان باعث فروپاشی آن شد. در حالی‌که حکومت صفوی از درون پوسیده بود و افغا‌ن‌ها فقط تلنگری به آن زدند. ضمن اینکه افغان‌ها پیش از حمله، بارها نامه تظلم‌خواهی به دربار نوشتند و چون هیچ پاسخی دریافت نکردند، دست به کار شدند. البته این‌ها برخی عواملی است که من بیشتر روی‌شان متمرکز شدم و می‌توان عوامل دیگری را هم برشمرد.

آیا این مساله، یعنی برخورد با افغان‌ها صرفا از سوی مردم مطرح شده است و به‌عنوان یک مطالبه پیگیری می‌شود؟

از هر دو سو مطرح شده و در واقع هر دو دارند یکدیگر را تقویت می‌کنند. نظر مردم را می‌توان با پاسخ‌هایی همچون پایین‌بودن میزان آگاهی توجیه کرد، اما از سوی حاکمیت اصلاً توجیه‌پذیر نیست. ضمن اینکه خیلی اوقات حاکمیت این کار را در پاسخ به مطالبات مردم انجام می‌دهد، بدون اینکه چیزی بهبود پیدا کند. رجوع می‌کنم به مصاحبه روز دوشنبه شما با فرماندار فعلی پاکدشت که قبلاً فرماندار دماوند بود و با کمال افتخار می‌گوید دماوند را از افغان‌ها پاک کرده است! بگذریم از اینکه مگر افغان‌ها مین‌جنگی هستند که دماوند را از آنان پاک کرده باشد. اما من از ایشان می‌پرسم پس از به قول خودشان پاک کردن این شهرستان از افغان‌ها، چند موقعیت شغلی برای شهروندان دماوندی ایجاد شد؟ یا چقدر میزان جرم و جرایم کاهش یافت؟ بالاخره اخراج یا همان پاک کردن منطقه از حضور افغان‌ها باید یک نتیجه‌ای داشته باشد. در واقع آقای فرماندار این کار را در پاسخ به اندیشه‌های نژادپرستانه برخی مردم انجام داد.

راه مواجهه مطلوب با این وضعیت چیست؟

آگاهی‌رسانی اصلی‌ترین راه است و رسانه‌ها در این راه باید پیش‌قدم باشند. روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها در بی‌توجهی صداوسیما به چنین موضوعاتی، وظیفه‌شان سنگین‌تر می‌شود. راستش را بخواهید، من از روزنامه قانون که تاکنون در زمینه اطلاع‌رسانی درباره حقوق افغانستانی‌ها در کنار ما بوده است، تعجب کردم که چرا مصاحبه‌کننده‌تان از آقای فرماندار نپرسید که نتیجه این پاکسازی چیست؟ و در واقع خود مصاحبه‌کننده شما حضور اتباع افغان در پاکدشت را به‌عنوان یکی از دلایل خوش‌نام نبودن این منطقه نام برد. وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی است. با حذف و بیرون راندن آنان چیزی درست نمی‌شود. اگر می‌شد، اکنون شهرستان دماوند دیگر نباید مشکلی می‌داشت.

تجربه حضور اتباع افغانستان در کشورهای دیگر و شیوه برخورد با آنان چگونه است؟

بسیار متفاوت است. افغانستانی‌ها در پاکستان هم حضور گسترده‌ای دارند. اما درهای این کشور به روی‌شان باز است و جالب اینکه دولت پاکستان به شیوه‌های مختلف از آنان قدردانی و تشکر می‌کند. برای نمونه برای‌شان موقعیت‌های شغلی فراهم کرده و بعد هم تشکر می‌کند که در اقتصاد این کشور نقش مفید دارند.

از طرف دیگر دقت کنید در مدارس پاکستان برخلاف مدارس ما، به روی اتباع افغانستان باز است. ما کودکان این کشور را به مدارس‌مان راه ندادیم، بخش گسترده‌ای از آنان جذب مدارس دینی پاکستان شدند که ثمره‌اش همین طالبان است. در واقع ما نقش غیرمستقیم در به وجود آمدن طالبان داشتیم.


  لطفا برای خوانش بیشتر این نوشته ، به ادامه مطلب مراجعه کنید.







ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: افغانی، مهاجرین افغانی، اخراج مهاجرین، برخورد بامهاجرین افغانی،
[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]

امید به صلح، میلیون‌ها افغان‌ها را روانه ایران کرد. اما مهماننوازی اولیه از بین رفته و تبعیض و استثمار به جزئی از زندگی روزمره افغان های مقیم ایران تبدیل شده است. هم اکنون دولت ایران از آنها می‌خواهد این کشور را برای همیشه ترک کنند.
در اتوبوس، سکوت حکمفرماست. هراز گاهی یکی از مسافران از پشت پرده‌های کشیده شده به بیرون نگاه کرده و سعی در تشخیص منطقه دارد تا بتواند برآورد کند چه مدت این سفر طول خواهد کشید. مقصد نهایی مرز ایران و افغانستان است، جایی که پلیس امنیتی ایران این مسافران را به دست گارد مرزی افغانستان خواهد سپرد. این اتوبوس، یکی از اتوبوس‌های بیشماری است که مهاجرین افغان را به خارج از کشور می‌برند. روند اخراج افغان ها آنچنان عادی شده است که در برخی موارد رانندگان اتوبوس‌ها در صورت داشتن صندلی خالی، تعدادی از گردشگران خارجی را به منظور کسب درآمد بیشتر نیز سوار می‌کنند.
کشور برادر و شیعه
افغان‌های ساکن ایران، دومین گروه پناهندگان در سراسر جهان به شمار می‌روند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) اعلام کرده حدود 840 هزار افغانی در اکتبر 2011 میلادی به طور رسمی در ایران ساکن هستند، اما بر اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر (HRW) در ماه نوامبر، شمار افغان هایی که به طور غیر قانونی در ایران حضور دارند بین 4/1 تا 2 میلیون نفر برآورد می شود.
در مقایسه با پناهندگان رسمی، آنها اجازه اقامت معتبر یا اجازه کار ندارند. با وجود این، آنها بخش عمده نیروی کار صنعت ساختمان سازی ایران را تشکیل می‌دهند. آنها به عنوان کارگر در شهرهای بزرگ سخت‌ترین کارها را انجام داده و اغلب در بدترین شرایط ممکن کاری بیش از ده ساعت در روز کار می‌کنند. بسیاری از آنها افراد جوانی هستند که از خانواده های خود جداشده و به امید آینده‌ای بهتر به این کشور همسایه نقل مکان کرده‌اند. از آنجا که اکثر مهاجران متعلق به گروه قومی هزاره هستند، با ایرانی‌ها در زبان فارسی و عقیده شیعی خود مشترک هستند.
هنگامی که برای اولین بار پناهندگان در سال 1979 میلادی و در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، از مرزها عبور کردند، جمهوری اسلامی همه کسانی را که تلاش می‌کردند تا از رژیم کمونیستی بی‌خدا فرار کنند، با آغوش باز می‌پذیرفت. تا اوایل دهه نود میلادی، بیش از سه میلیون پناهنده به این کشور سرازیر شدند. موج جدید مهاجرت، در سال 1996 میلادی و با فتح کابل به دست ملا عمر و طالبان آغاز شد. با وجود ماهیت رژیم سرکوبگر مذهبی ایران، این کشور برای بسیاری از افغان‌ها یک مکان امن و صلح‌آمیز بوده که در آن یک زندگی مستقل امکان‌پذیر است.
با این حال، گرچه نیروی کار ارزان افغانی به بخش مهم و ضروری از اقتصاد ایران تبدیل شد، هم اکنون وضعیت مهاجران غیرقانونی رو به وخامت گذاشته است. روابط آنها با مردم ایران به طور فزاینده‌ای بد شد و در نهایت، در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به بدترین وضعیت ممکن رسید. از آنجا که دولت رسما نگران امنیت کشور بود، مهاجران دیگر اجازه امضای اجاره‌نامه و یا ترک شهر محل اقامت خود را نداشتند.
شهروندان درجه دوم
افرادی که در این شرایط زندگی کرده‌اند، می‌گویند برای کسانی که اوراق شناسایی نداشته و یا مدارکشان توسط نیروهای امنیتی ایرانی مصادره شده، خرید حتی یک تلفن همراه یا خودرو ناممکن است. ورود خارجی‌ها، و مخصوصا افغان‌ها، به 28 استان از مجموع 31 استان این کشور تا حدی یا کاملا ممنوع شده، و ورود آنها به پارک‌های مختلف در شهرستان‌های بزرگی مانند اصفهان، رسما ممنوع اعلام شده است.
در حالی که UNHCR با افتخار اعلام کرد، مهاجرین رسمی افغان امکان استفاده از آموزش و پرورش و مراقبت‌های بهداشتی ایران دارند، به نظر می‌رسد در خارج از ایران تنها تعداد اندکی متوجه می‌شوند دولت چگونه سعی دار از دسترسی مهاجران افغان به این خدمات جلوگیری کند. در سال 2012 میلادی ، خبرگزاری نیمه رسمی مهر فهرستی از رشته‌های تحصیلی ممنوعه برای افغان ‌تبارها را منتشر کرد. دلیل این کار آن بود که با تحصیل در رشته‌هایی مانند فیزیک اتمی یا مهندسی هسته‌ای و شیمیایی، به صورت خودبه خود تعهدی برای اشتغال آنها در ایران به وجود می‌آید، و دولت ایران قصد استخدام افغان‌ها برای تصدی این مشاغل را ندارد.
همچنین در زمینه حقوق مدنی و شهروندی نیز افغان‌ها با تبعیض بسیاری مواجه هستند. ازدواج بین ایرانیان و افغان‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود و بر اساس قوانین ایران فرزندان آنها دارای تابعیت ایران نیستند. بنابراین، دسترسی نسل دوم مهاجرین افغان به مدارس دولتی ناممکن است. به گفته نمایندگان مهاجران افغان، در ایران تخمین زده می‌شود که هر سال بیش از 400 هزار کودک از تحصیل محروم می‌شوند.
با این حال، تبعیض علیه افغان‌ها فقط به نهادهای دولتی محدود نمی‌شود، بلکه بسیاری از ایرانیان نیز چنین رفتاری دارند. زنان قوم هزاره که به دلیل ویژگی‌های صورت خود به راحتی قابل تشخیص هستند، از آزار و اذیت در خیابان‌ها گزارش می‌دهند. مردان افغان عاملین اصلی افزایش جرم و جنایت و پخش مواد مخدر معرفی می‌شوند. در فرهنگ ایران، واژه "افغانی" اصطلاح و ناسزای رایجی است که معنی رفتار وحشیانه و بدوی می دهد.
به گفته برنارد دویل، نماینده کمیساریای عالی پناهندگان، وضعیت بد اقتصادی ایران نیز تاثیری منفی بر وضعیت مهاجران افغان داشته است. از یک طرف آنها مانند دیگر مردم از افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود دارو رنج می‌برند، از سوی دیگر، به گفته برخی از آنان، با سرزنش‌ها و اتهامات ایرانیان دارای تحصیلات اندک، مبنی بر این که افغان‌ها با وجود افزایش بیکاری، بیشتر مشاغل را اشغال کرده‌اند، روبرو هستند. استفاده از افغان‌ها به عنوان سپر بلای این مخمصه یکی از روش‌های مبارزه انتخاباتی احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق بود که در سال 2007 آغاز شد و در سال 2012 میلادی شدت یافت. این شیوه همچنین اخراج تعداد زیادی از افغان‌های ساکن ایران را تسهیل کرده است.
در بهار سال 2012 میلادی دفتر سازما ملل مسئول هماهنگی کمک‌های بشردوستانه، عزیمت بیش از 44 اتوبوس که مهاجران افغانی را در مرز ایران و افغانستان پیاده کردند به ثبت رساند. بر اساس برآوردهای سازمان دیده‌بان حقوق بشر، این تعداد اتوبوس به معنی اخراج حدود 700 مهاجر افغان در روز است، یعنی افزایش 30 درصدی در مقایسه با سال 2011 میلادی .به گفته اخراج شدگان، آنها پیش از اخراج به مدت یک هفته در شرایط غیر انسانی در زندان به سر برده و خشونت و تحقیر را تجربه کرده اند. افزون بر این، تمام اموال آنها توسط مقامات ایرانی مصادره شد، به طوری که آنها با دست خالی به افغانستان بازگشتند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: مهاجرین افغانی، اتباع خارجی، مهاجرین افغانی درایران،
[ شنبه 19 بهمن 1392 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]

داریوش مهرجویی، مانی حقیقی، لیلا حاتمی، نیكی كریمی، علی مصفا و جمع دیگری از هنرمندان در اقدامی حمایتی و برای همدلی با مهاجران افغانستانی به ولایت مازندران ایران سفر خواهند كرد.

چندی است كه مساله سختگیری برای مهاجران افغانستانی‌ آن هم از سوی مسوولان اجرایی ایرانی شكل دیگری به خود گرفته است و ولایت مازندران می‌ خواهد پیشقراول اخراج آنان از ایران باشد. اما هنرمندان كه در این مسایل معمولا به عنوان نبض تپنده جامعه عمل می‌كنند در این راه پیشقدم شده‌ اند و نسبت به این اتفاق واكنش نشان داده ‌اند و قصد دارند با حضور در شهرهای مختلف و در بین افغانستانی ‌های مقیم ایران جلوی خدشه‌ دار شدن چهره كشور را با این حركت‌های نادرست بگیرند.

به گزارش شرق، مانی حقیقی كارگردان مطرح این روزها از كسانی است كه به این مساله واكنش نشان داده است به گونه ‌ای كه قصد دارد فیلم «مهرجویی: كارنامه چهل‌ ساله» را با همراهی «داریوش مهرجویی» و جمع دیگری از بازیگران و همكاران شناخته شده سینمای ایران كه در فیلم‌ های مهرجویی حضور داشته‌ اند به شهرهای مختلف مازندران ببرد و با حضور افغانستانی ‌های مقیم این شهرها به نمایش بگذارد.

در این همدلی و حركت نمادین لیلا حاتمی، علی مصفا، نیكی كریمی و جمع دیگری از بازیگران و همكاران فیلم‌های متعدد داریوش مهرجویی همراه خواهند بود.
هرچند هنوز زمان این سفر مشخص نشده است. مانی حقیقی در این زمینه می‌گوید: ما به دنبال مكان‌هایی برای نمایش این فیلم در شهرهای مختلف این استان هستیم و قصد داریم برای همه و به‌خصوص شهروندان افغان این فیلم را نمایش دهیم و خودمان در كنارشان حضور داشته باشیم تا اعتراض‌ مان را به این تصمیم مطرح كنیم.

او همچنین می‌گوید: برای ایجاد ایرانی آبادتر، نیاز داریم به خواهران و برادران افغان ‌مان اجازه كار، اقامت، تحصیل دانشگاهی و بیمه و مسكن بدهیم.

این واكنش در باره سخنانی است كه تقی شفیعی مدیركل اتباع خارجی استان مازندران مطرح كرده است.
به گزارش فارس، وی با اشاره به مصوبه اخراج تبعه افغان از این استان گفته است: این مصوبه یك فرصت طلایی برای مازندران در راستای پاكسازی استان از اتباع بیگانه است و امروز دیگر حضور افغان‌ها برای مازندران یك تهدید به شمار می‌رود.
پیش از این رفتار مشابهی هم در اصفهان رخ داده بود كه با اعتراض روبرو شد.

اصغر فرهادی كارگردان جهانی برنده اسكار قرار است 22 و 23 اردیبهشت (ماه ثور) به تهران بیاید و در چند مدرسه افغانستانی با حضور كودكان، فیلم «جدایی نادر از سیمین» را نمایش دهد.

منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان




طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: مهاجرین افغانی، مهاجرین مازندران،
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همگی باهم برای افغانستانی آباد،آزادومستقل تلاش کنیم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما
شهر مجازی قرآن كریم خطاطی نستعلیق آنلاین

دانلود آهنگ جدید
Online User