به «خوات آنلاین» انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات خوش آمدید.جهت دسترسی آسان وسریع به مطالب وبلاگ،لطفابه موضوعات مطالب مراجعه نمایید.در صورت گفتگوی آنلاین با مدیر *خوات آنلاین* از ابزارکی که درکنار صفحه و درسمت راست گذاشته شده استفاده نمایید... امید است که بانظرات سازنده تان مارا درجهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید...... سربلند وپیروز باشید خوات آنلاین

خوات آنلاین
انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات 
نظر سنجی
هدفمند کردن یارانه ها در زندگی مهاجرین افغانستان در ایران






لینک های مفید

خوات آنلاین



خوات دانلود


برچی کده


روزنه امید





ناآشنایان دل آشنا



وب نوشت حسین بخش رمضانی


خوات معاصر








چت باکس


دیدن سایت

برای مشاهده کانال خوات آنلاین کلیک کنید

خوات دانلود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

پایگاه شخصی دکترمحمدشفق خواتی

وبسایت فرهاد اکبر

روزنامه آسیا تایمز

شبکه اطلاع رسانی افغانستان

خانه ثمر،خانه دانشجویان وفرهنگیان افغانستان

وبسایت هواداران طاهر خاوری

مجمع فرهنگی نور

وبنوشت محمدرضا محمدی

 -دکتر 

بخش دوم و پایانی

. آنچه جریان دارد
2-1. ایجابات رویکرد ایالات متحده
رویکرد ایالات متحده نسبت به پروسه صلح، تغییر قابل توجهی نکرده است. برای ایالات متحده، اولویت منافع خود آن کشور است و نه سرنوشت شهروندان و نظام سیاسی افغانستان. چنانکه در سال گذشته نیز ترامپ تصریح نمود که نوع نظام سیاسی در افغانستان و دفاع از دموکراسی جزو وظایف ما در افغانستان به شمار نمیرود. بنابراین، در روند صلح، ممکن است منافع شهروندان افغانستان قربانی گردد. از سوی دیگر، منافع تیمی تیم ترامپ نیز ایجاب میکند که در روند صلح، برخی ریسکها را در حین توافق با طالبان بپذیرند. کاروزار پیش روی انتخاباتی ایالات متحده ایجاب میکند که تا فرارسیدن انتخابات، تیم ترامپ در افغانستان به یک دستاوردی نائل شود. به همین جهت، ممکن است مانند گذشته، در دام خطاهای استراتژیک بیفتد. علاوه براین، تمایل و تلاش خلیلزاد برای دریافت عنوان قهرمانی صلح، سبب میشود که دغدغههای شهروندان افغانستان برای وی چندان مطرح نباشد.
اما تلاشهای قطری خلیلزاد و رسیدن به اهداف شخصی و تیمی، بدون چالش هم نیست. از یکسو مقاومت حکومت افغانستان در برابر تحقق نیات اصلی خلیلزاد و از سوی دیگر، عدم همراهی پنتاگون، جامعه مدنی و کارگزاران سیاسی مخالف در کنگره ایالات متحده را نباید دست کم گرفت. این جبهه، هر نوع توافقی صلحی را نخواهند پذیرفت. بحث تنها دغدغه حکومت و شهروندان افغانستان یا نگرانیهای جامعه مدنی ایالات متحده در قبال دستاوردهای دو دهه گذشته در افغانستان نیست. بسیاری از جنرالان پنتاگون و منسوبین پرتجربه و کارکشتهی سازمان سیا نیز در قبال تهدیدهای احتمالی از ناحیهی قدرتیابی مجدد طالبان و فراهم شدن زمینه برای گروههای دهشتافکن در افغانستان که تهدید جدی علیه امنیت و منافع خود ایالات متحده خلق خواهد کرد، نگرانیهای جدی دارند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...



ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات علمی وفرهنگی،
برچسب ها: محمدشفق خواتی، شفق خواتی، دکتر خواتی، صلح با طالبان، گفتگوهای صلح افغانستان، چشم انداز صلح در افغانستان،
[ چهارشنبه 9 بهمن 1398 ] [ 12:14 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
(منتشرشده در روزنامه افغانستان ما، سه‌شنبه، 23 دلو 1397؛ محمد شفق‌خواتی)
بی‌تردید، صلح خواست دیرینه‌ی مردم افغانستان و آرمان برآمده از جان ملیون‌ها افغانِ خسته از جنگ و گرفتار در بحران فراگیر است. اما چنان‌که جنگ در این جامعه به عنوان ابزار تجارت مافیای اقتصادی (داخلی و خارجی) تبدیل شده است، صلح نیز توسط تاجران و مافیای سیاسی اغلب به عنوان مال‌التجاره مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. پس از فعال شدن خلیل‌زاد در امر صلح، تحرکات صلح‌طلبانه با اهداف سیاسیِ خارج از حلقه‌ی حکومت، جدی‌تر شد و نشست مسکو یکی از مراحل این تحرکات بود. جای تردید نیست که نشست مسکو در ارتباط با روند صلح افغانستان، بر محور حامد کرزی سامان یافت. پس از اعتراضات و انتقاداتی از سوی برخی شهروندان و نیز حکومت افغانستان نسبت به نشست مسکو، سفارت روسیه اعلام کرد که این نشست به درخواست و ابتکار روسیه نیست و مسکو هیچ نقشی در هماهنگی و برگزاری این نشست نداشته است، بلکه ابتکار خود افغان‌ها بود‌ه است. به هر حال، چه این نشست را به ابتکار روسیه تلقی کنیم یا نشست مشورتی خود افغان‌ها، ماهیت قضیه تفاوت چندانی ندارد. بر فرضی که پای روسیه و هیچ کشور دیگری را در این نشست دخیل ندانیم و آن‌را «نشست بین‌الافغانی» بنامیم، اعضای این نشست در واقع از دو گروه اصلی تشکیل می‌شد: گروه اول، نمایندگانی از گروه طالبان را شامل می‌شد که بر محور عباس استانکزی وارد این پروسه شده بودند. گروه دوم، مرکب از مجاهدان و کمونیستان سابق است که برخی یک و نیم دهه با خرس قطبی جهاد نموده‌اند و برخی نیز در همان یک و نیم دهه، متحدان این خرس بوده‌اند، اما اکنون گویا یار گرمابه و گلستان هم اند. این گروه نامتجانس، اکنون در جبهه‌ی مخالفت و رقابت با حکومت وحدت ملی تا اطلاع ثانوی متحد موقت بوده و بر محور حامد کرزی می‌چرخد. 
حامد کرزی که مناسباتش با ایالات متحده آمریکا پس از پایان دور اول ریاست جمهوری اش به شدت تنش‌آلود گردید و حتا به خصومت کشیده شد، در طول سه چهار سال گذشته، چندین سفر به روسیه داشته و در تلاش بوده است که یک جریانی تحت حمایت روسیه را سامان بخشد. در این میان، کرزی بر این باور بوده و است که با داشتن حنیف اتمر، رنگین دادفر سپنتا، نورالحق علومی، لطیف پدرام و برخی دیگر از چپ‌های سابق افغانستان، می‌تواند توجه و اعتماد روس‌ها را به خود جلب کند و یک جبهه‌ی ضد آمریکایی را به وجود آورد. کرزی در اوایل سال جاری از سوی شورای حراست و ثبات افغانستان دعوت به پیوستن به این شورا شد. اما پیش‌شرط کرزی آن بود که اعضای این شورا قیادت و تبعیت از رویکرد مورد نظر وی را بپذیرند. کرزی گفت در صورت پذیرش این خواست، وی متعهد است از هر فردی که برای انتخابات ریاست جمهوری مورد توافق شورا قرار گیرد، حمایت نماید. در غیر آن صورت، کرزی گفت گزینه‌ی مورد نظر وی در انتخابات ریاست جمهوری، حنیف اتمر خواهد بود. استعفای حکمت کرزی از معاونت سیاسی وزارت امور خارجه نیز به سفارش حامد کرزی به منظور برقراری تماس و ارتباط منظم و مستمر با گروه طالبان بوده است. 
در نشست مسکو محور کرزی هیچ برنامه منسجم، آجندای مشخص و صدای واحدی در برابر گروه طالبان نداشت و تنها دستاورد این نشست، فراهم نمودن یک تریبون تبلیغاتی برای طالبان و سر فرود آوردن در برابر خواست‌های طالبان بود. نکات محوری این خواست‌ها که شرکت‌کنندگان نشست مسکو گفتند با نگاه ما بسیار نزدیک بود، عبارت بودند از: تأکید بر خروج نیروهای خارجی قبل از اطمینان درباره سلاح به زمین گذاشتن طالبان، بی‌اعتبار خواندن قانون اساسی و از جمله حذف جمهوریت یا کمرنگ ساختن این رکن نظام سیاسی و برجسته ساختن بعد اسلامیت آن با قرائت طالبانی، افزایش کنترل بر زنان، حذف مذهب جعفری از قانون اساسی و در واقع تبدیل نمودن نظام سیاسی به امارت اسلامی مورد نظر طالبان. پس از نشست مسکو شرکت‌کنندگان این نشست بر مواضع خویش تأکید دارند و تمایل دارند که این روند را ادامه دهند. 
حال چند پرسش بنیادینی در در ارتباط با این نوع نشست‌ها رخ می‌نماید: نخست، کرزی با چه کسی و چگونه صلح می‌کند؟ دوم، اگر روسیه نقشی در این نشست ندارد، چطور دشمنان ایدئولوژیک کرملین (مجاهدین و طالبان) چنین مکانی را برای نشست بین‌الافغانی انتخاب نمودند؟ آیا یک کشور اسلامی و همسایه‌ی دیگری نبود که این نشست در آن برگزار می‌گردید؟ نکته‌ی دیگر آن‌که بدون تردید، به همان صورتی‌که خلیل‌زاد نماینده‌ی ایالات متحده است، عباس استانکزی نیز نماینده جنرالان راولپندی است، با این تفاوت که شاید میزان اختیارات خلیل‌زاد نسبت به عباس استانکزی، بیشتر باشد. حال با این وضعیت، کرزی با چه کسی صلح می‌کند؟ بدون شک، صلح با عباس استانکزی یا ساکنان دفتر قطر نمی‌تواند بریده از خواست جنرالان راولپندی سرانجامی داشته باشد یا اساسا صلح تلقی شود. آیا کرزی واقعا با پاکستان صلح می‌کند و مطمئن است که پاکستان صادقانه عباس استانکزی را به میز مذاکرات صلح فرستاده است؟ آیا کرزی مطمئن است که به رغم ناموس خوانده شدن ماورای دیورند توسط کرزی و تأکید بر عدم رسمیت این خط از سوی وی، پاکستان با او صادقانه همکاری خواهد کرد؟ آیا کرزی به پاکستان اطمینان داده است که روابط خود را با هند مطابق با خواست و هدایات پاکستان تنظیم می‌کند؟ 
چیزی که کرزی به مدت سیزده سال زمامداری خویش مدام بر آن تأکید داشت، عدم کوتاه آمدن در برابر پاکستان در مورد داعیه دیورند بود. پس از سقوط امارت اسلامی و روی کار آمدن دولت جدید، کرزی به صورت جدی و جدیدی، داعیه‌ دیورند را به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر چالش‌برانگیز در روابط افغانستان و پاکستان مطرح نمود. حامد کرزی به صورت مکرر بر عدم رسمیت خط فرضی دیورند تأکید و تصریح نموده است که هرگز این خط را به رسمیت نمی‌شناسد. به گفته‌ی سپنتا وزیر خارجه کرزی، «موضوع دیورند و آزادی مناطق از دست‌رفته‌ی افغانستان بدون شک همیشه یکی از مسایل اصلی بود که رییس جمهور افغانستان و برخی از همکاران وی را مشغول می‌داشت». در ماه ثور 1392 نیز حامد کرزی تأکید کرد که «افغانستان هیچ‌زمانی خط مرزی بین دو کشور را به رسمیت نمی‌شناسد هیچ حکومتی در افغانستان این خط را نخواهد پذیرفت و نباید هم هیچ حکومت افغانستان جرات این کار کند، چون ملت افغانستان نفرین می‎کند و می‎راند». باری، کرزی در دیدار با اوباما مطرح می‌کند که: «ما با پاکستان بدون شک یک اختلاف تاریخی داریم. آنان در هراس اند و می‌دانند که ما از سرزمین‌های از دست رفته‌ی خود صرف نظر کرده نمی‌توانیم». در سال اول زمامداری اشرف غنی نیز کرزی به او هشدار داد که اگر بر سر مسأله دیورند با پاکستان مذاکره کند، «صدای خود را خواهد کشید و سکوت نخواهد کرد و از هرچه در قبال غنی بگذرد، از این قضیه نخواهد گذشت و قبایل را در قبال این خاک‌فروشی آگاه خواهد نمود». 
به هر حال، دستاورد نشست مسکو بر محوریت کرزی و تداوم این تحرکات، جز آسیب‌زدن به کلیت نظام سیاسی افغانستان (و نه تنها حکومت افغانستان) و نیز پا گذاشتن بر ارزش‌ها و دستاوردهای 18 سال گذشته، چیزی دیگری نمی‌تواند باشد. جنگ و صلح افغانستان پدیده‌ی پیچیده‌ای است که با نشست مسکو یا قطر قابل دستیابی نیست و عقلانیت و واقع‌بینی فراتر از فرصت‌طلبی‌های سیاسی می‌طلبد. این نوع نشست‌ها اگر گرهی بر کار نیفزاید، هیچ گرهی را نخواهد گشود. نه تنها گروه‌های رقیب سیاسی، بلکه حتا حکومت افغانستان، تا در قبال دو مسأله اساسی با پاکستان به تفاهم منطقی و معقول نرسد، رسیدن به صلح سرابی بیش نخواهد بود. تا کنون هیچ راه حل معقولی برای سر عقل آوردن پاکستان توسط حکومت ایالات متحده و حکومت افغانستان طرح نشده است. این مسیر طولانی و پر پیچ و خم خواهد بود و به آسانی و سرعت پیموده نخواهد شد. امیدواریم، جامعه و بازیگران سیاسی ما یک‌صدا و با رویکرد واقع‌بینانه و مبتنی بر عقلانیت، حول یک محور که همان نظام سیاسی و حکومت افغانستان است، به یک راه حل معقولی در باب صلح و جنگ دست یابند و با ایجاد آدرس‌های گوناگون، پاکستان و طالبان را در موقعیت برتر قرار ندهند.



طبقه بندی: آخرین اخبار،
برچسب ها: محمدشفق خواتی، خواتی، خوات، صلح افغانستان، آینده صلح افغانستان،
[ دوشنبه 29 بهمن 1397 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
محمد شفق خواتی:



آرامش و آسایش بالاترین ارزش برای یک انسان آزادکیش

بریده از داوری اخلاقی، حتی به لحاظ روانشناختی، برای یک انسان نرمال که قلب ماهیت نشده باشد، آرامش باید مقدم بر همه چیز باشد. هر شغل، وظیفه، ارتباط و هر نوع فعالیتی را با میزان آرامش روحی و روانی‌ای که خلق می‌کند، باید سنجید. لزوما رفاه با آسایش و آرامش همراه نیست و لزوما بالاترین منصب و بهترین درآمد و بهترین امکانات، نه تنها به آرامش و انسانی‌زیستن کمک نمی‌کند، که گاه ممکن است کل آرامش و آسایش شما را سلب کند. گاه زندگی برای پول است و گاه پول برای زندگی. گاه تمام عمر و انرژی خود را صرف رسیدن به یک مقام یا منصبی می‌کنیم که پس از رسیدن به آن، برای حفظ یا افزایش و گسترش دایره نفوذ و قدرت، مجبور شویم روز چهار کیلو دروغ بگوییم، خروارها خیانت کنیم، پیش بسا انسان‌های دون چاپلوسی بکنیم، از روی گرده‌ی برخی عبور کنیم و نان برخی دیگر را آجر. همه‌ی این فرآیند، با نوعی بازتاب‌های پرشمار روانی و روحی همراه است و به قلب ماهیت ما و از همه مهم‌تر، بدون تردید به سلب آرامش و نفی آسایش ما منتهی می‌شود. استرس و اضطراب مداوم به جهت از دست دادن آن مزیت و نگرانی، دلهره و ترس از سقوط به رتبه پایین‌تر، کل زندگی شما را ممکن است زهر مار درست کند. تقلا و به در و دیوار زدن بسیاری برای رسیدن به یک منصبی به اضافه‌ی فرعونی زیستن مدعیان ارزش‌های جهادی و سفره‌های فرعونی و زندگی به ظاهر پر زرق و برق و سراسر زورسالاری و زورگویی مجاهد دیروز، لیبرال از غرب برگشته و صوفی و زاهد متقلب، ماهیت انسان افغانی را بیش از حد کدر و زندگی را برای تمام این جامعه تیره و تار ساخته است. نه خود آرامش و آسایش دارند و نه برای جامعه آرامش و آسایشی باقی گذاشته‌اند. در یک کلام، نه غنی، نه عبدالله و نه ترامپ یا پوتین، آرامش بیشتر از من و تو ندارند. هدف را در زندگی باید به دقت تعیین نمود، پول و ثروت یا مقام و منصب، هرگز نمی‌تواند هدف غایی زندگی قرار گیرد، اما در عین حال، لزوما وسایل مناسبی برای خلق آرامش و آسایش نیز نیستند. همین‌که از دو جهان آزادیم و بدون آن‌که مجبور باشیم چهل رنجر از پس و پیش ما را محافظت کنند و همین‌که می‌توانیم هر لحظه و هر ثانیه به اختیار خود و با پای پیاده گشت و گذاری در شهر داشته باشیم، از دوستی خبری بگیریم، بدون محافظ به دامن طبیعت، لب جویی و روی چمنی دراز بکشیم، بدون آن‌که حتا در دل شب محافظ و نگهبان با اسلحه‌اش پشت اتاق خواب ما هم پیره‌داری کند، کم مزیت و منصبی نیست. زندگی‌ای که با ملیون‌ها دالر همراه باشد و به بالاترین منصب هم رسیده باشید، اما حتی با اطمینان خاطر تشناب رفته نتوانید و تشناب رفتن شما را هم باید یک یا چند محافظ تحت نظر داشته باشد و همواره اسیر چهار فرشته مسلح چه در راه رفتن، چه در خوابیدن و خوردن و چه در هنگام خلوت با خانواده، چه آرامش و آسایشی را می‌تواند به همراه داشته باشد؟ یا تجارتی که روزانه همراه با هزاران دروغ و نیرنگ و خوف مداوم به جهت از دست رفتن و ورشکست شدن باشد، چه آسایشی را در زندگی باقی می‌گذارد؟ آیا فکر نمی‌کنید خوش‌بخت‌تر از حضرت لالی حمیدزی و برخی همکارانش هستید که شب و روزشان به جنگ و دعوا و فحاشی و لگدپرانی سپری می‌شود، هرچند نصف ثروت این مملکت را بلعیده باشند و نصف سرگ دارالامان را بسته باشند یا با چهار رنجر از این خانه بدان خانه روند؟ (البته این یادداشت به هیچ وجه به معنای توجیه سکوت در برابر مارخوران و گرگان این جامعه نیست، منتهی از یاد نبریم که این مارخوران و زهرخوران را نیز خود جامعه بدینجا رسانده اند و مارخور و زورگو با رأی من و تو به منصب زهرخوری و زورگویی و مارخوری تکیه زده‌‎اند).
تتمه: قناعت جو و پادشه هردو جهان باش و با آرامش و آسایش زندگی کن و در هنگام انتخابات هم دقت کن که مارخور و زارخور را بر خود مسلط نسازی، همین.




طبقه بندی: مقالات علمی وفرهنگی،
برچسب ها: شفق خواتی، محمدشفق خواتی، خواتی، خوات، ناهور، ناور،
[ دوشنبه 15 آبان 1396 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همگی باهم برای افغانستانی آباد،آزادومستقل تلاش کنیم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما
شهر مجازی قرآن كریم خطاطی نستعلیق آنلاین
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران

دانلود آهنگ جدید
Online User
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic