به «خوات آنلاین» انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات خوش آمدید.جهت دسترسی آسان وسریع به مطالب وبلاگ،لطفابه موضوعات مطالب مراجعه نمایید.در صورت گفتگوی آنلاین با مدیر *خوات آنلاین* از ابزارکی که درکنار صفحه و درسمت راست گذاشته شده استفاده نمایید... امید است که بانظرات سازنده تان مارا درجهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید...... سربلند وپیروز باشید خوات آنلاین

خوات آنلاین
انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات 
نظر سنجی
هدفمند کردن یارانه ها در زندگی مهاجرین افغانستان در ایران






لینک های مفید

خوات آنلاین



خوات دانلود


برچی کده


روزنه امید





ناآشنایان دل آشنا



وب نوشت حسین بخش رمضانی


خوات معاصر








چت باکس


دیدن سایت

برای مشاهده کانال خوات آنلاین کلیک کنید

خوات دانلود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

پایگاه شخصی دکترمحمدشفق خواتی

وبسایت فرهاد اکبر

روزنامه آسیا تایمز

شبکه اطلاع رسانی افغانستان

خانه ثمر،خانه دانشجویان وفرهنگیان افغانستان

وبسایت هواداران طاهر خاوری

مجمع فرهنگی نور

وبنوشت محمدرضا محمدی

خوات یکی از مناطق نسبتاً معتدل ولسوالی ناهور است که در تابستان هوای بسیار مطبوع دارد.  روستاهای «ذول»، «کلوخ»، «سرکوریه»، «دهن یخشی» و «کمر» واقع در دره میربچه که یکی چند دره منطقه خوات می‌باشد.

گفتنی است که در منطقه خوات ولسوالی ناهور، دره‌های «سبزآب»، «مهرعلی»، «میربچه»، «یخشی» و «قرناله» قرار دارد که هرکدام از این دره‌ها دارای روستاهای زیادی می‌باشد.
در منطقه خوات، یک اثر باستانی بسیار معروف به نام «سرخ حصار» که در خیلی از کتب تاریخی نیز نام آن ذکر شده است، واقع در روستای «دهن شوراب» قرار دارد.
قله‌ی نسبتاً مرتفع «قجیر» از قله‌های بلند این منطقه است که بین دره «قرناله» و «علودانی» قرار گرفته است و از کیلومترها دور خود نمایی می‌کند.
دریاچه‌ی سبزآب که دارای عمق بسیار زیادی است، در دره سبزآب قرار دارد .

منبع:  http://wikimapia.org/19873738/fa/mirbache-khavat-nahoor  




طبقه بندی: مطالعات مربوط به ناهور،
برچسب ها: میربچه، خوات، دره میربچه، منطقه خوات، ولسوالی ناور، ناهور، قریه کلوخ،
[ چهارشنبه 23 بهمن 1398 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]

اگر همین نتیجه ابتدایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از سوی کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی نیز تأیید شود، که احتمال آن بسیار زیاد است، نشان از تغییرات بسیار گسترده هم در دگرگونی مناسبات قدرت و سیاست در کشور دارد و هم از آن مهم‌تر، دگرگونی در شکاف‌ها و نیروهای اجتماعی افغانستان را نشان می‌دهد که به نوبه‌ی خود، حکایت از شکل‌گیری گروه‌بندی‌ها و سازمان‌های اجتماعی- سیاسی جدید در افغانستان می‌کند. ظهور جنبش‌های اجتماعی عدالت‌خواه مانند جنبش روشنایی، خودنمایی نخبگان و رهبران سیاسی جدید که زبان و ادبیات متفاوت‌تر از گذشته دارند، ... هرکدام جلوه‌هایی هرچند کم‌فروغ‌تر از این تغییرات است. اینکه بخش زیادی از مردم عدالت‌خواه براساس درک و فراخوان جنبش روشنایی به عدم مشارکت در انتخابات پاسخ مثبت می‌دهند و آنهایی که مشارکت در انتخابات را درپیش می‌گیرند نیز دیگر یکصدایی با نیروها و ساختارهای سنتی ندارند و در مقابل، «بانک‌های رأی»، «پادشاه‌سازان»، «خردمندانِ همیشه همراه با کاروان پیروز»، «قهرمانان ملی»، «احزاب سیاسی سنتی» و «اکثر خرقه‌تران و سجاده‌آلودگان مجاهد» که سال‌ها و دهه‌ها تعیین‌کننده‌ی مناسبات قدرت و سیاست در افغانستان بودند، دراین انتخابات با اینکه تقریباً همه در یک تنگه‌ی ترازوی رقابت بودند، نه توان جلب اقبال توده‌ها را مثل گذشته داشتند و نه درک و محاسبه‌ی درست از نوع و کیفیت تعاملات جدید سیاسی در کشور را، همه و همه نشانه‌ها و دلایل اثبات این مدعاست که ساختارهای اجتماعی و سیاسی در کشور دچار دگرگونی شدید شده است.




طبقه بندی: آخرین اخبار،
برچسب ها: انتخابات افغانستان، نتیجه انتخابان ریاست جمهوری افغانستان، نتایج اولیه انتخابات افغانستان، خادم حسین احمدی، خوات، ناور،
[ چهارشنبه 23 بهمن 1398 ] [ 01:38 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
گفتگوهای صلح؛ مرور گذشته، وضعیت اکنون و دورنمای آینده
(قسمت اول؛ منتشرشده در روزنامه افغانستان ما، شنبه 5 دلو 1398).................. دکتر محمد شفق خواتی
مقدمه
سخن از صلح در افغانستان به یکی از مباحث روزمره توده‌ها، رسانه‌ها و بازیگران عرصه سیاسی تبدیل شده است. اما سویه‌های ناپیدا و پیچیدگی‌های این پدیده پرشمار است. برای یک عده، صلح یک آرمان و خواست قلبی است، برای تعداد دیگر، سخن از صلح و وارد شدن در فاز گفتگوها با طالبان، خود به یک تجارت سیاسی تبدیل شده است. چنان‌که همسایگان ما، قدرت‌های منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ بین‌المللی، هرکدام با اهداف خاص خود سودای نشستن بر سر سفره صلح را دارند. در این میان، آن‌چه مهم و در عین حال مبهم مانده است، دستاورد روند جاری صلح برای شهروندان و اقشار متضرر این جامعه و پیامدهای این روند برای نظام سیاسی موجود در کشور است. آیا به همان روشنی که مفهوم جنگ را از مفهوم صلح متمایز می‌سازیم، پیامد گفتگوهای جاری صلح، از نتایج جنگ، متفاوت خواهد بود یا الزامات بدتر از جنگ جاری را خواهد داشت؟ آیا با توجه به رویکرد کنونی ایالات متحده، استراتژی طالبان و موضع قدرت‌های منطقه‌ای در روند جاری صلح، اساسا می‌توان از صلح پایداری سخن گفت؟ آیا حکومت مانع صلح است؟ آیا رقبای سیاسی غنی و محور کرزی، در عرصه صلح در مسیر هم‌سو با منافع مردم قرار دارند؟
در ذیل، ضمن مرور گذرا بر پیشینه گفتگوهای صلح، در باب وضعیت اکنون و دورنمای آینده‌ی این روند، اشارات مختصری خواهیم داشت.                             ادامه مقاله را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات علمی وفرهنگی،
برچسب ها: صلح در افغانستان، گفتگوی های صلح افغانستان، آینده افغانستان، آینده صلح افغانستان، شفق خواتی، خوات، صلح با طالبان،
[ شنبه 5 بهمن 1398 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
«دشت ناور» غزنی، یکی از نخستین زیستگاه‌های انسان‌های ماقبل تاریخ محسوب می‌شود که نماد فرهنگ مردم آن زمان در سرزمین کهن افغانستان است.

 ولایت غزنی در مرکز افغانستان قرار دارد و از طرف شمال با ولایات «بامیان» و «میدان وردک»، از جنوب و جنوب غرب با ولایت «زابل»، از مشرق با «لوگر و پکتیا»، از جنوب شرق به «پکتیکا» و از مغرب با ولایت «ارزگان» و «دایکندی» همسایه است.

شهر غزنی مرکز ولایت غزنی و از کابل 135 کیلومتر فاصله دارد.

یکی از مناطق تاریخی و دیدنی غزنی منطقه «دشت ناور» است که قدمت تاریخی آن به دوره انسان‌های ماقبل تاریخ می‌رسد.

دشت ناور که در شهرستانی با همین نام، در 55 کیلومتری شمال غربی ولایت غزنی قرار دارد و مساحت آن 7500 هکتار  می‌باشد.

در مجموع این منطقه که 3200 متر از سطح دریا ارتفاع دارد، حدود 70 هزار هکتار مساحت دارد.

طبق نوشته «محمد عظیم عظیمی»، پژوهشگر و کارشناس میراث فرهنگی غزنی، دشت ناور غزنی به لحاظ تمدن ما قبل تاریخ دارای اهمیت فوق العاده است.

در این دشت زیبا، تپه‌های چهارگانه‌ای در بخش شمالی واقع شده که ارتفاع آن حدود 40 تا 60 متر بوده و زیستگاه انسان‌های ما قبل تاریخ محسوب می‌شوند.

آنگونه که در کتاب «جغرافیای ولایت غزنی» اثر «محمد عظیم عظیمی» آمده است، بقایا و آثار به دست آمده از دشت ناور پس از تحقیقات و کاوش‌هایی که برای نخستین بار در سال 1967 توسط هیئت‌های افغانستانی و هندی صورت گرفت شامل تبرهای ابتدایی، شمشیرهای دو لبه و چاقوهای کوچک می‌باشد که از نوع سنگ‌های «آبسیدین» هستند.

شاید علت تجمع انسان‌های ما قبل از تاریخ در پناهگاه‌های صخره‌ای این منطقه، وجود چراگاه‌های وسیع و خرم، وجود مواد خام از قبیل سنگ‌ها و موقعیت استراتژیکی تپه‌های این دشت بوده است که زمینه کنترل و نظارت بر شکار را برای مردم آن دوره فراهم آورده، وجود آب کافی از قبیل چشمه‌های زلال نیز به سکونت مردم در این منطقه کمک کرده است.

ابزار کشف شده و پناهگاه‌های مستحکم بر بلندای تپه‌ها، نمایش دهنده فرهنگ و رشد مردم ما قبل تاریخ در سرزمین کهن افغانستان است.

بر اساس نوشته عظیمی در واقع این آثار، نماینده هنر انسان‌های عصر «کهن سنگی» است که اولین بخش از تاریخ تفکر، تخیل و خلاقیت بشری به شمار می‌رود.

از آنجا که منطقه دشت ناور در اثر فعالیت آتشفشان‌ها و زلزله‌ها به وجود آمده، می‌توان قدمت این منطقه را اواخر «پلیوسن» یعنی عصر یخبندان و «پلستویسن» (عصر کهن سنگی) دانست.

یکی از نکات قابل توجه در رابطه دشت ناور، شکافی است که در دوارن عصر کهن سنگی در قسمت وسیعی (از اروپا تا چین) وجود داشته و توسط دشت ناور غزنی و «هزار سم»، پر شده‌است.

هم اکنون نیز در جوار یکی از تپه‌ها، چشمه‌ای زلال و صاف با 2 دریاچه طبیعی و جالب به عمق 2 متر نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌کند.

چشمه‌های آب گرم دشت ناور

در شرق دشت ناور کوه‌های مختلفی وجود دارد، در این ناحیه جریان باد، عمل فرسایش را سرعت بخشیده، و در شکل صخره‌ها تغیرات زیادی ایجاد کرده است.

در دشت ناور بقایای 8 مرکز آتشفشانی و 2 چشمه مهم آب گرم وجود دارد.

آب گرمی در منطقه «قلعه چه» به نام «گرم آب» شهرت دارد که حرارت آن به 35 درجه سانتی‌گراد می‌رسد، این چشمه در مرکز ناور، 45 کیلومتر به طرف غرب واقع شده است.

علاوه بر غاز، پرندگان و مرغان آبی، تعدادی از حیوانات پستاندار و خزندگان نیز در این منطقه زندگی می‌کنند که می‌توان از شغال، گرگ، روباه، موش خرمایی و سمور نام برد.




طبقه بندی: غزنی باستان،
برچسب ها: ناور، دشت ناور، دشت ناهور، خوات، ولسوالی ناور، ناهور،
[ دوشنبه 9 دی 1398 ] [ 11:56 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
در پی افزایش فشارهای اقتصادی امریکا بر ایران، اقای عراقچی معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، به تازگی اظهار داشته که ایران، بخاطر تشدید فشارهای اقتصادی امریکا، روزی ناگزیر به اخراج مهاجران افغان ساکن در این کشور خواهد گردید. عمده استدلال ایشان این است که حضور حدود سه میلیون مهاجر افغان سالانه میلیاردها یورو هزینه را بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کند. بر اساس محاسبه اقای عراقچی، این هزینه ها از ناحیه استفاده افغان‌ها از سوبسید دولتی، حضور شان در مشاغل، تحصیل فرزندان شان و برخوداری تعدادی از ان‌ها از بیمه خدمات درمانی، بر دولت ایران تحمیل می‌شود.
من ضمن اینکه به عنوان یک شهروند افغانستان از دولت و مردم ایران، بابت همکاری با مهاجران افغانستان متشکرم، ولی منطق اقتصادی این اظهارات را به دلایل ذیل موجه نمی‌دانم:
1. فرض کنید کارگران افغان که با هزینه کم در مشاغل چون دامداری، زراعت، ساخت و سازهای سنگین، مشاغل خدماتی و غیره کار می‌کنند، دیگر نباشند، نرخ تورم و قیمت مواد عذایی و ...چگونه خواهد شد؟
2. بخش قابل توجهی از دانشجویان و دانش‌آموزان افغان با پرداخت فیس درس می خوانند.
3. در سالهای اخیر با توجه با کاهش شدید ارزش ریال ایران، اگر روند معکوس ورود ارز از افغانستان به ایران را شاهد نباشیم، ورود پول ایران به افغانستان، شاید دیگر مثل گذشته قابل توجه نباشد.
4. درسال‌ها اخیر، فرزندان بسیاری از خانواده‌های افغانی ساکن در ایران، در کشورهای اروپایی و دیگر ممالک توسعه یافته حضور دارند و عواید ناشی از کار خود را برای خانواده‌های شان در ایران می‌فرستند.

گرفته شده از صفحه عرفانی خواتی
[https://www.aparat.com/v/IBg5W]



طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: اخراج مهاجرین افغان، تحریم ایران، مهاجرین و تحریم، اخراج افغان ها، مهاجرین ایران، خوات،
[ پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
(منتشرشده در روزنامه افغانستان ما، سه‌شنبه، 23 دلو 1397؛ محمد شفق‌خواتی)
بی‌تردید، صلح خواست دیرینه‌ی مردم افغانستان و آرمان برآمده از جان ملیون‌ها افغانِ خسته از جنگ و گرفتار در بحران فراگیر است. اما چنان‌که جنگ در این جامعه به عنوان ابزار تجارت مافیای اقتصادی (داخلی و خارجی) تبدیل شده است، صلح نیز توسط تاجران و مافیای سیاسی اغلب به عنوان مال‌التجاره مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. پس از فعال شدن خلیل‌زاد در امر صلح، تحرکات صلح‌طلبانه با اهداف سیاسیِ خارج از حلقه‌ی حکومت، جدی‌تر شد و نشست مسکو یکی از مراحل این تحرکات بود. جای تردید نیست که نشست مسکو در ارتباط با روند صلح افغانستان، بر محور حامد کرزی سامان یافت. پس از اعتراضات و انتقاداتی از سوی برخی شهروندان و نیز حکومت افغانستان نسبت به نشست مسکو، سفارت روسیه اعلام کرد که این نشست به درخواست و ابتکار روسیه نیست و مسکو هیچ نقشی در هماهنگی و برگزاری این نشست نداشته است، بلکه ابتکار خود افغان‌ها بود‌ه است. به هر حال، چه این نشست را به ابتکار روسیه تلقی کنیم یا نشست مشورتی خود افغان‌ها، ماهیت قضیه تفاوت چندانی ندارد. بر فرضی که پای روسیه و هیچ کشور دیگری را در این نشست دخیل ندانیم و آن‌را «نشست بین‌الافغانی» بنامیم، اعضای این نشست در واقع از دو گروه اصلی تشکیل می‌شد: گروه اول، نمایندگانی از گروه طالبان را شامل می‌شد که بر محور عباس استانکزی وارد این پروسه شده بودند. گروه دوم، مرکب از مجاهدان و کمونیستان سابق است که برخی یک و نیم دهه با خرس قطبی جهاد نموده‌اند و برخی نیز در همان یک و نیم دهه، متحدان این خرس بوده‌اند، اما اکنون گویا یار گرمابه و گلستان هم اند. این گروه نامتجانس، اکنون در جبهه‌ی مخالفت و رقابت با حکومت وحدت ملی تا اطلاع ثانوی متحد موقت بوده و بر محور حامد کرزی می‌چرخد. 
حامد کرزی که مناسباتش با ایالات متحده آمریکا پس از پایان دور اول ریاست جمهوری اش به شدت تنش‌آلود گردید و حتا به خصومت کشیده شد، در طول سه چهار سال گذشته، چندین سفر به روسیه داشته و در تلاش بوده است که یک جریانی تحت حمایت روسیه را سامان بخشد. در این میان، کرزی بر این باور بوده و است که با داشتن حنیف اتمر، رنگین دادفر سپنتا، نورالحق علومی، لطیف پدرام و برخی دیگر از چپ‌های سابق افغانستان، می‌تواند توجه و اعتماد روس‌ها را به خود جلب کند و یک جبهه‌ی ضد آمریکایی را به وجود آورد. کرزی در اوایل سال جاری از سوی شورای حراست و ثبات افغانستان دعوت به پیوستن به این شورا شد. اما پیش‌شرط کرزی آن بود که اعضای این شورا قیادت و تبعیت از رویکرد مورد نظر وی را بپذیرند. کرزی گفت در صورت پذیرش این خواست، وی متعهد است از هر فردی که برای انتخابات ریاست جمهوری مورد توافق شورا قرار گیرد، حمایت نماید. در غیر آن صورت، کرزی گفت گزینه‌ی مورد نظر وی در انتخابات ریاست جمهوری، حنیف اتمر خواهد بود. استعفای حکمت کرزی از معاونت سیاسی وزارت امور خارجه نیز به سفارش حامد کرزی به منظور برقراری تماس و ارتباط منظم و مستمر با گروه طالبان بوده است. 
در نشست مسکو محور کرزی هیچ برنامه منسجم، آجندای مشخص و صدای واحدی در برابر گروه طالبان نداشت و تنها دستاورد این نشست، فراهم نمودن یک تریبون تبلیغاتی برای طالبان و سر فرود آوردن در برابر خواست‌های طالبان بود. نکات محوری این خواست‌ها که شرکت‌کنندگان نشست مسکو گفتند با نگاه ما بسیار نزدیک بود، عبارت بودند از: تأکید بر خروج نیروهای خارجی قبل از اطمینان درباره سلاح به زمین گذاشتن طالبان، بی‌اعتبار خواندن قانون اساسی و از جمله حذف جمهوریت یا کمرنگ ساختن این رکن نظام سیاسی و برجسته ساختن بعد اسلامیت آن با قرائت طالبانی، افزایش کنترل بر زنان، حذف مذهب جعفری از قانون اساسی و در واقع تبدیل نمودن نظام سیاسی به امارت اسلامی مورد نظر طالبان. پس از نشست مسکو شرکت‌کنندگان این نشست بر مواضع خویش تأکید دارند و تمایل دارند که این روند را ادامه دهند. 
حال چند پرسش بنیادینی در در ارتباط با این نوع نشست‌ها رخ می‌نماید: نخست، کرزی با چه کسی و چگونه صلح می‌کند؟ دوم، اگر روسیه نقشی در این نشست ندارد، چطور دشمنان ایدئولوژیک کرملین (مجاهدین و طالبان) چنین مکانی را برای نشست بین‌الافغانی انتخاب نمودند؟ آیا یک کشور اسلامی و همسایه‌ی دیگری نبود که این نشست در آن برگزار می‌گردید؟ نکته‌ی دیگر آن‌که بدون تردید، به همان صورتی‌که خلیل‌زاد نماینده‌ی ایالات متحده است، عباس استانکزی نیز نماینده جنرالان راولپندی است، با این تفاوت که شاید میزان اختیارات خلیل‌زاد نسبت به عباس استانکزی، بیشتر باشد. حال با این وضعیت، کرزی با چه کسی صلح می‌کند؟ بدون شک، صلح با عباس استانکزی یا ساکنان دفتر قطر نمی‌تواند بریده از خواست جنرالان راولپندی سرانجامی داشته باشد یا اساسا صلح تلقی شود. آیا کرزی واقعا با پاکستان صلح می‌کند و مطمئن است که پاکستان صادقانه عباس استانکزی را به میز مذاکرات صلح فرستاده است؟ آیا کرزی مطمئن است که به رغم ناموس خوانده شدن ماورای دیورند توسط کرزی و تأکید بر عدم رسمیت این خط از سوی وی، پاکستان با او صادقانه همکاری خواهد کرد؟ آیا کرزی به پاکستان اطمینان داده است که روابط خود را با هند مطابق با خواست و هدایات پاکستان تنظیم می‌کند؟ 
چیزی که کرزی به مدت سیزده سال زمامداری خویش مدام بر آن تأکید داشت، عدم کوتاه آمدن در برابر پاکستان در مورد داعیه دیورند بود. پس از سقوط امارت اسلامی و روی کار آمدن دولت جدید، کرزی به صورت جدی و جدیدی، داعیه‌ دیورند را به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر چالش‌برانگیز در روابط افغانستان و پاکستان مطرح نمود. حامد کرزی به صورت مکرر بر عدم رسمیت خط فرضی دیورند تأکید و تصریح نموده است که هرگز این خط را به رسمیت نمی‌شناسد. به گفته‌ی سپنتا وزیر خارجه کرزی، «موضوع دیورند و آزادی مناطق از دست‌رفته‌ی افغانستان بدون شک همیشه یکی از مسایل اصلی بود که رییس جمهور افغانستان و برخی از همکاران وی را مشغول می‌داشت». در ماه ثور 1392 نیز حامد کرزی تأکید کرد که «افغانستان هیچ‌زمانی خط مرزی بین دو کشور را به رسمیت نمی‌شناسد هیچ حکومتی در افغانستان این خط را نخواهد پذیرفت و نباید هم هیچ حکومت افغانستان جرات این کار کند، چون ملت افغانستان نفرین می‎کند و می‎راند». باری، کرزی در دیدار با اوباما مطرح می‌کند که: «ما با پاکستان بدون شک یک اختلاف تاریخی داریم. آنان در هراس اند و می‌دانند که ما از سرزمین‌های از دست رفته‌ی خود صرف نظر کرده نمی‌توانیم». در سال اول زمامداری اشرف غنی نیز کرزی به او هشدار داد که اگر بر سر مسأله دیورند با پاکستان مذاکره کند، «صدای خود را خواهد کشید و سکوت نخواهد کرد و از هرچه در قبال غنی بگذرد، از این قضیه نخواهد گذشت و قبایل را در قبال این خاک‌فروشی آگاه خواهد نمود». 
به هر حال، دستاورد نشست مسکو بر محوریت کرزی و تداوم این تحرکات، جز آسیب‌زدن به کلیت نظام سیاسی افغانستان (و نه تنها حکومت افغانستان) و نیز پا گذاشتن بر ارزش‌ها و دستاوردهای 18 سال گذشته، چیزی دیگری نمی‌تواند باشد. جنگ و صلح افغانستان پدیده‌ی پیچیده‌ای است که با نشست مسکو یا قطر قابل دستیابی نیست و عقلانیت و واقع‌بینی فراتر از فرصت‌طلبی‌های سیاسی می‌طلبد. این نوع نشست‌ها اگر گرهی بر کار نیفزاید، هیچ گرهی را نخواهد گشود. نه تنها گروه‌های رقیب سیاسی، بلکه حتا حکومت افغانستان، تا در قبال دو مسأله اساسی با پاکستان به تفاهم منطقی و معقول نرسد، رسیدن به صلح سرابی بیش نخواهد بود. تا کنون هیچ راه حل معقولی برای سر عقل آوردن پاکستان توسط حکومت ایالات متحده و حکومت افغانستان طرح نشده است. این مسیر طولانی و پر پیچ و خم خواهد بود و به آسانی و سرعت پیموده نخواهد شد. امیدواریم، جامعه و بازیگران سیاسی ما یک‌صدا و با رویکرد واقع‌بینانه و مبتنی بر عقلانیت، حول یک محور که همان نظام سیاسی و حکومت افغانستان است، به یک راه حل معقولی در باب صلح و جنگ دست یابند و با ایجاد آدرس‌های گوناگون، پاکستان و طالبان را در موقعیت برتر قرار ندهند.



طبقه بندی: آخرین اخبار،
برچسب ها: محمدشفق خواتی، خواتی، خوات، صلح افغانستان، آینده صلح افغانستان،
[ دوشنبه 29 بهمن 1397 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]

درک و اراده، دو بال عبور از درماندگی

همه چیز «با درک عوامل درماندگی» و «اراده برای تغییر وضعیت و عبور ازجهنم خودساخته» شروع می‌شود. افغان‌ها هنوز در اثر جهل مرکب (با این تصور باطل و خودخوشی‌ که فرهنگ و ارزش‌های حاکم و نهادینه‌شده در ذهن و ضمیر جامعه‌ی درمانده‌ی افغانی در دنیا قرین و نظیر ندارد)، نه به درک عوامل درماندگی خود فایق آمده‌اند و نه هنوز اراده‌ی قاطع برای تغییر و معطوف به عبور در این جامعه شکل گرفته است. برآیند این فقدان درک و اراده، دور سر خود چرخیدن و تکرار تاریخ سیاه به دست خویش است. تاریخ در این جامعه به یک «عقده» و خطاهای تاریخی به یک «عقیده» تبدیل شده است، نه «عبرت» و «پل عبور»؛ ما هم‌چنان قرص و محکم به تخریب‌گران فرهنگ و تمدن این خاک و دشمنان انسانیت عقیده داریم و به ستایش آنان می‌پردازیم و رو به گذشته زندگی می‌کنیم، نه رو به آینده.
محمدشفق خواتی



طبقه بندی: مقالات علمی وفرهنگی،
برچسب ها: شفق خواتی، خوات، ناهور، ناور، سیاست در افغانستان،
[ دوشنبه 15 آبان 1396 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
محمد شفق خواتی:



آرامش و آسایش بالاترین ارزش برای یک انسان آزادکیش

بریده از داوری اخلاقی، حتی به لحاظ روانشناختی، برای یک انسان نرمال که قلب ماهیت نشده باشد، آرامش باید مقدم بر همه چیز باشد. هر شغل، وظیفه، ارتباط و هر نوع فعالیتی را با میزان آرامش روحی و روانی‌ای که خلق می‌کند، باید سنجید. لزوما رفاه با آسایش و آرامش همراه نیست و لزوما بالاترین منصب و بهترین درآمد و بهترین امکانات، نه تنها به آرامش و انسانی‌زیستن کمک نمی‌کند، که گاه ممکن است کل آرامش و آسایش شما را سلب کند. گاه زندگی برای پول است و گاه پول برای زندگی. گاه تمام عمر و انرژی خود را صرف رسیدن به یک مقام یا منصبی می‌کنیم که پس از رسیدن به آن، برای حفظ یا افزایش و گسترش دایره نفوذ و قدرت، مجبور شویم روز چهار کیلو دروغ بگوییم، خروارها خیانت کنیم، پیش بسا انسان‌های دون چاپلوسی بکنیم، از روی گرده‌ی برخی عبور کنیم و نان برخی دیگر را آجر. همه‌ی این فرآیند، با نوعی بازتاب‌های پرشمار روانی و روحی همراه است و به قلب ماهیت ما و از همه مهم‌تر، بدون تردید به سلب آرامش و نفی آسایش ما منتهی می‌شود. استرس و اضطراب مداوم به جهت از دست دادن آن مزیت و نگرانی، دلهره و ترس از سقوط به رتبه پایین‌تر، کل زندگی شما را ممکن است زهر مار درست کند. تقلا و به در و دیوار زدن بسیاری برای رسیدن به یک منصبی به اضافه‌ی فرعونی زیستن مدعیان ارزش‌های جهادی و سفره‌های فرعونی و زندگی به ظاهر پر زرق و برق و سراسر زورسالاری و زورگویی مجاهد دیروز، لیبرال از غرب برگشته و صوفی و زاهد متقلب، ماهیت انسان افغانی را بیش از حد کدر و زندگی را برای تمام این جامعه تیره و تار ساخته است. نه خود آرامش و آسایش دارند و نه برای جامعه آرامش و آسایشی باقی گذاشته‌اند. در یک کلام، نه غنی، نه عبدالله و نه ترامپ یا پوتین، آرامش بیشتر از من و تو ندارند. هدف را در زندگی باید به دقت تعیین نمود، پول و ثروت یا مقام و منصب، هرگز نمی‌تواند هدف غایی زندگی قرار گیرد، اما در عین حال، لزوما وسایل مناسبی برای خلق آرامش و آسایش نیز نیستند. همین‌که از دو جهان آزادیم و بدون آن‌که مجبور باشیم چهل رنجر از پس و پیش ما را محافظت کنند و همین‌که می‌توانیم هر لحظه و هر ثانیه به اختیار خود و با پای پیاده گشت و گذاری در شهر داشته باشیم، از دوستی خبری بگیریم، بدون محافظ به دامن طبیعت، لب جویی و روی چمنی دراز بکشیم، بدون آن‌که حتا در دل شب محافظ و نگهبان با اسلحه‌اش پشت اتاق خواب ما هم پیره‌داری کند، کم مزیت و منصبی نیست. زندگی‌ای که با ملیون‌ها دالر همراه باشد و به بالاترین منصب هم رسیده باشید، اما حتی با اطمینان خاطر تشناب رفته نتوانید و تشناب رفتن شما را هم باید یک یا چند محافظ تحت نظر داشته باشد و همواره اسیر چهار فرشته مسلح چه در راه رفتن، چه در خوابیدن و خوردن و چه در هنگام خلوت با خانواده، چه آرامش و آسایشی را می‌تواند به همراه داشته باشد؟ یا تجارتی که روزانه همراه با هزاران دروغ و نیرنگ و خوف مداوم به جهت از دست رفتن و ورشکست شدن باشد، چه آسایشی را در زندگی باقی می‌گذارد؟ آیا فکر نمی‌کنید خوش‌بخت‌تر از حضرت لالی حمیدزی و برخی همکارانش هستید که شب و روزشان به جنگ و دعوا و فحاشی و لگدپرانی سپری می‌شود، هرچند نصف ثروت این مملکت را بلعیده باشند و نصف سرگ دارالامان را بسته باشند یا با چهار رنجر از این خانه بدان خانه روند؟ (البته این یادداشت به هیچ وجه به معنای توجیه سکوت در برابر مارخوران و گرگان این جامعه نیست، منتهی از یاد نبریم که این مارخوران و زهرخوران را نیز خود جامعه بدینجا رسانده اند و مارخور و زورگو با رأی من و تو به منصب زهرخوری و زورگویی و مارخوری تکیه زده‌‎اند).
تتمه: قناعت جو و پادشه هردو جهان باش و با آرامش و آسایش زندگی کن و در هنگام انتخابات هم دقت کن که مارخور و زارخور را بر خود مسلط نسازی، همین.




طبقه بندی: مقالات علمی وفرهنگی،
برچسب ها: شفق خواتی، محمدشفق خواتی، خواتی، خوات، ناهور، ناور،
[ دوشنبه 15 آبان 1396 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
اولین بازی تیم فردای سبز میربچه به تاریخ ششم اسد در مقابل حریفش موفقانه به پایان رسید.

فردای سبز میربچه:9
مهرپودینه:1

به امید پیروزی های بعدی...






طبقه بندی: غزنی باستان،
برچسب ها: اولین تورنمنت فوتسال خوات، جام همبستگی خوات، تیم فردای سبز میربچه، فوتسال خوات، مسابقه فوتسال خواتی ها، انجمن ورزشی جوانان خوات، خوات،
[ پنجشنبه 12 مرداد 1396 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
[http://www.aparat.com/v/kVKrH]



طبقه بندی: مناسبت ها،
برچسب ها: محرم1394، نوحه یزدی، خوات، ناهور،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 10:39 ب.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

همگی باهم برای افغانستانی آباد،آزادومستقل تلاش کنیم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
!-- Begin abzar.tikabzar.com Social Bookmark --> این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما
شهر مجازی قرآن كریم خطاطی نستعلیق آنلاین
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران

دانلود آهنگ جدید
Online User

گوگل مپ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات