روز جمعه 17 میزان سال روان، تالار همایش‌های مؤسسه تحصیلات عالی ابوریحان در کابل میزبان سومین همایش هنر و ادبیات ضد جنگ بود. این همایش برای سومین بار متوالی از سوی برخی از نهادهای فرهنگی و غیر دولتی در کابل دایر شد.

 

نخست از همه محمود جعفری، نویسنده و شاعر به نمایندگی از برگزار کنندگان این برنامه به حاضرین در تالار خوش آمد گویی کرد. آقای جعفری در ادامه صحبت‌های خود به چگونگی دایر کردن این برنامه و دو برنامه قبلی پرداخت. اولین همایش هنر و ادبیات ضد جنگ در سال 91 در کابل دایر شده بود. ایشان صحبت‌های خود را با تعریفی از ادبیات ضد جنگ پایان داد.

 

حمیدالله ناطق، یکی از استادان مرکز مطالعات صلح، دیگر سخنران این برنامه بود. آقای ناطق در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرد که «صلح» آموخته می‌شود. صلح یک امر ذاتی نیست و باید از طریق هنر و تعلمیات عالی به انسان‌ها آموخته شود تا انسان‌ها بعد از ان به خود فکر کنند و جویای صلح شوند. او در نهایت از برگزارکنندگان این برنامه تشکری کرد و گفت: «این برنامه‌ها ما را به نتیجه می‌رساند».

 

سخنران بعدی این برنامه آقای قنبرعلی تابش، استاد دانشگاه و شاعر و نویسنده بود. تابش ابتدا به تاریخچه ادبیات ضد جنگ پرداخت. از دید آقای تابش قبل از ادبیات ضد جنگ، ادبیات حماسی وجود داشت؛ ادبیاتی که دو وجه داشت، یا کاملاً حق حق بود یا باطل باطل. اما ادبیات ضد جنگ نخست از فرانسه قد برافراشت. این ادبیات بعد از جنگ میان فرانسه و پروس ایجاد شد اما فراگیر نشد و این نوعِ ادبی بعدها در «مکتب ادبی میلان» به بلوغ رسید. این مکتب ادبی حدود سال‌های 1908 در میلان ایتالیا رواج داشت. مکتبی که ویژگی‌های خاص خود را داشت: 1. ستایش آینده و نکوهش گذشته 2. دلبستگی شدید به توسعه مدرن و 3. ستایش جنگ و انقلاب.

 

اما ادبیات جنگ در افغانستان؛ اولین آثار که آثار پراکنده‌ای‌ست در دوران جنگ افغان و انگلیس در نکوهش و یا طرفداری از جنگ تولید شد. اما مرحلۀ بالندگی این نوع ادبی در زمان مارکسیست‌ها در افغانستان بود. در این دوره دو طرف درگیر در جنگ از طریق ادبیات حرف‌ها و ایده‌های خود را به مردم انتقال می‌دادند. با این وجود این نوع ادبی در عصر طالبان به یک چرخش دادائیستی رسید و ادبیان در این دوره به خلق ادبیات ضد جنگ پرداختند.

 

دکتر زهرا لطفی، استاد دانشگاه، نیز در این برنامه به ایراد سخن پرداختند. ایشان نیز به بررسی تاریخچه ادبیات جنگ و ضد جنگ پرداختند. از دید دکتر لطفی، بعدها رشد رئالیسم و وقوع جنگ‌های جهانی باعث شد تا ادیبان به نکوهش از جنگ بپردازند. مثلاً «الیش ماریا مارک» در زمان جنگ در غرب زندگی می‌کرد و اثر معروف «در غرب خبری نیست!» را نوشت. اثری که بیانگر واقعیت‌های عینی جنگ‌های جهانی بود.

 

در ادامه داکتر سید کمال سادات، معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ در این برنامه به ایراد سخن پرداخت. آقای سادات برگزاری چنین برنامه‌هایی را مفید خواند و تصریح کرد که ما باید جنگ را پایان دهیم؛ چون در جنگ همیشه خودی‌ها کشته می‌شوند. وی در نهایت اعلام کرد که معینیت امور جوانان حاضر به همکاری برای برگزاری چنین برنامه‌هایی است.

 

در این برنامه شوکت‌علی صبور با دمبوره خود به هنرنمایی پرداخت و حسن محمدی، رمضان محمودی، مرتضی برلاس، بنیاد امید، روح الله فرزام، پویا رضایی، شازیه اشرفی، یوسف یاسا و پرویز قرین به شعرخوانی پرداختند.

 

گروه تئاتر نقطه نیز در این برنامه به اجرای تئاتری مورد استقبال حاضرین قرار گرفتند. در نهایت این برنامه با خوانش قطعنامه‌ای از سوی برگزار کنندگان این همایش توسط علی یعقوبی خاتمه یافت.