تبلیغات
به «خوات آنلاین» انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات خوش آمدید.جهت دسترسی آسان وسریع به مطالب وبلاگ،لطفابه موضوعات مطالب مراجعه نمایید.... امید است که بانظرات سازنده تان مارا درجهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید...... سربلند وپیروز باشید خوات آنلاین

خوات آنلاین
انجمن وبلاگ نویسان جوان خوات 
نظر سنجی
هدفمند کردن یارانه ها در زندگی مهاجرین افغانستان در ایران






لینک های مفید

خوات آنلاین



خوات دانلود


برچی کده


روزنه امید





ناآشنایان دل آشنا



وب نوشت حسین بخش رمضانی


خوات معاصر








چت باکس


دیدن سایت

برای مشاهده کانال خوات آنلاین کلیک کنید

خوات دانلود

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان

پایگاه شخصی دکترمحمدشفق خواتی

وبسایت فرهاد اکبر

روزنامه آسیا تایمز

شبکه اطلاع رسانی افغانستان

خانه ثمر،خانه دانشجویان وفرهنگیان افغانستان

وبسایت هواداران طاهر خاوری

مجمع فرهنگی نور

وبنوشت محمدرضا محمدی

احمدرمزی


افرادی‌كه به سفارت افغانستان در تهران مراجعه می‌كنند، با چالش‌ها و مشكلات زیادی مواجه می‌شوند. از نبود سرویس بهداشتی گرفته تا برخوردهای نامناسب مدیران و كارمندان این مركز كبرا، با مراجعان مانده و كوفته و چشمان خسته و ملول از بی‌خوابی مُفرِط كه از راه دور مراجعه نموده و در حیاط و یا در بیرون از ساختمان سفارت تجمع می‌نمایند. گاهی چنان بی‌تاب می‌شوند كه در درون حیاط سرد سفارت صف طولانی پانزده تا بیست نفری تشكیل می‌دهند و هر كدام از این افراد انتظار دارند، هر چه زودتر، در یك روز سرد زمستانی به قضای حاجت برسند. در این صف طولانی كه زن و مرد به صورت مشترك در جلوی تك سرویش بهداشتی ایستاده است، ممكن است بیش از یك ساعت منتظر بمانند تا به رفع ضرورت نایل آیند.


 

در بیرون سفارت در كنار دیوار و در كف پیاده‌رو، صف طولانی دیگری برای گرفتن فرم تشكیل شده است كه در هوای سرد و در پیش چشمان متعجب رهگذران، غریبانه به دیوار بیرون سفارت ایستاده تكیه داده كه بسیاری از این افراد را زنانی شكل می‌دهند كه نوزاد و یا كودك خورد سال‌شان را در آغوش گرفته و ساعت‌ها سر پا ایستاده و یا از فرط خستگی بر روی جدول كنار خیابان ‌نشسته و چشم به این صف طولانی ‌دوخته‌اند.

 

 بعد از ساعت‌ها ایستادن و نشستن بر جدول كنار خیابان و یا جوی فاضلاب شهرداری، تازه به داخل اطاقی هدایت می‌شوند كه فرم در آنجا توزیع می‌گردد. ساعتی را در صف و یا در جر و بحث‌های داغ و شكننده‌ای كارمندان سپری می‌نمایند و آنگاه با زحمت فراوان، فرم مورد نظر خویش را همراه با قبض پرداخت پول (یورو) دریافت می‌كنند و خوشحال و شادی‌كنان از اطاق خارج می‌شوند. بیچاره مراجعه كننده‌ها نمی‌دانند كه در فضای بیرون از سفارت با مشكلات فراوان دیگری رو به رو می‌شوند و قدم به قدم جلوی پای او سبز می‌شوند، كه به صورت سیستماتیك به وسیله‌ای مافیای خطرناك و بی‌رحم طراحی شده‌اند.

 

یكی عكس یادش رفته است و با خود نیاورده است. و یا عكس دارد؛ ولی عكس (سه در چهار) به همراه ندارد و ممكن است گوشه‌ای عكس خش كوچكی برداشته و یا با زمینه سیاه و سفید و فلان رنگ نیست و .... این افراد به سوی عكاسی رو به روی سفارت كه در كنج مغازه‌ای كوچكی كه انواع و اقسام كارها و فعالیت‌ها در آن انجام می‌گیرند، هدایت می‌شوند و برای گرفتن یك عكس بی‌كیفیت پول هنگفتی از مراجعه كننده دریافت می‌شود. فردی را دیدم كه دو تا عكس می‌خواست و از عكاس تقاضا می‌كرد كه پول ندارد و برایش دو تا عكس چاپ كند. عكاس در جواب گفت: "قیمت دو تا عكس با شش تا عكس تفاوت ندارد و ارزش هر دو با یك قیمت محاسبه می‌گردد." در همین جا بود كه به یاد همان جمله معروف هوتل‌دار در منطقه "بَدَنَی" افتادم كه می‌گفت: "خُورِی، نَخُوری ایساب یَو دِه."

 

دیگری سواد ندارد، تا نام و نام خانوادگی و نوع درخواست خویش را در فرم‌ درخواستی خود بنویسد. این افراد به سوی كسانی هدایت می‌شوند، كه در جلوی مغازه‌های روبه‌روی سفارت با ژیست و كاركتر خاصی نشسته است و منتظر یك مراجعه كننده بیچاره است كه تا مبلغ زیادی بابت نوشتن دو سه كلمه دریافت نماید. وی در هنگام نوشتن نام‌های افراد با صدای بلند می‌گوید: "اسم‌تان چیست؟ فامیل‌تان چیست؟ و ...؟" گاهی چنان داد می‌زند و با غرور تمام فریاد می‌كند؛ "اسم‌تان را صحیح بگو، ممكن است به غلط بنویسم." بیچاره مراجعه كننده‌ای بی‌سواد ‌با صدای بلند می‌گوید: "خیر مامد، گل مامد و..." آنگاه مامور صاحب با صدای آرام و محبت‌آمیز خویش او را نوازش می‌دهد و می‌گوید: "آفرین"

 

سومی به دنبال دو نفر ضامن می‌گردد، در آن واحد دو تا ضامن پیدا می‌شود و در آغاز او را خوب می‌ترساند و از همه راه‌ها مأیوس می‌سازد و به او می‌گوید: "برادر این كار شما بسیار خطری است و هیچكس حاضر نیست شما را ضامن ‌شود." از همین جاست كه راه معامله باز می‌شود و بعد از چند دقیقه بالا، پایین، این طرف و آن طرف معامله جوش می‌خورد. مراجعه كننده به خاطر عجله و یا ضرورتی‌كه در انجام سریع كار خویش احساس می‌نماید، پول زیادی بابت ضمانت پرداخت می‌نماید.

 

برخی افراد به صورت پنهانی و مخفی گرفتن ویزای كشورهای خارج و یا رفتن آسان به صورت قاچاق را به سوی كشورهای اروپایی و یا استرالیا را تبلیغ می‌كنند. برخی دیگر پیدا می‌شود و می‌گوید در سفارت آشنا دارم و كار شما را به زودترین وقت انجام می‌دهم و در قبال این كار تقاضای پول می‌نماید. گروهی از مراجعان برای خود آشنایی در داخل سفارت دارد، و هر گاه قدم به حیاط سفارت می‌گذارند، با آنان در تماس می‌شود و كارهای آنان، به سرعت انجام می‌شود.

 

 بیش از نود درصد از افرادی‌كه قبض پرداخت بانكی از سفارت دریافت می‌كنند، گرفتار مافیای خطرناكی‌ می‌شوند، كه به روش‌های مختلفی از آنان اخاذی می‌كند. یكی یورو ندارد، با نرخ بیش از نرخ بازار به آنان یورو می‌فروشد و بعد در قبال هر قبض پرداختی در بانك سه تا چهار هزار تومان دریافت می‌نماید. هم‌چنین برخی از رانندگان و یا موتور سوار در جلوی دروازه حیاط سفارت پرسه می‌زند، تا فردی را بیابد و از آنجا تا فلان‌جا در مقابل پرداخت كرایه‌ای گزاف منتقل نماید. از این قبیل اعمال و كارهای نامناسب و بدور از شأن انسانی و اسلامی در فضای داخل سفارت و یا بیرون از سفارت زیاد اتفاق می‌افتد، كه بسیاری از آنها از نظر چشمان تیزبین مردم مخفی می‌مانند.

 

بدتر از همه این است كه جلوی هر اطاق اداری، صفوف طولانی و بهم فشرده‌ای وجود دارند كه گاهی منجر به سر و صداها و جنجال‌های شدیدی می‌شوند. معمولا افرادی كه برای كارهای اداری در محیط سفارت استخدام شده‌اند، هیچ سنخیتی با این شغل ندارند و با مراجعین چنان برخورد قبیح و زشت دارند كه یك فرد عادی با حیوانات اهلی خویش چنین برخوردی را ندارد. گاهی از الفاظ ركیك استفاده می‌كنند و در موقعیتی با خشونت تمام با ارباب رجوع گپ می‌زنند. عجیب‌تر اینجاست كه بسیاری از كارمندان با روش سخن گفتن و گپ‌زدن آشنا نیستند و آدم خیال می‌كند كه چنین افرادی به تازگی از شغل مقدس چوپانی رهایی یافته‌اند!!!.

 

به عنوان نمونه من خودم برای دریافت فرم تمدید اعتبار پاسپورت یك ساعت منتظر كارمند آن بخش ماندم. بعد از اینكه كارمند مذبور تشریف فرما شد، فرم را دریافت كردم و سریع نوشتم و تحویل دادم. بلافاصله به من گفت: "عكس جدید بیار و این عكس قابل‌قبول نیست." به سمت عكاسی بیرون سفارت هدایت شدم و برای یك عكس بی‌كیفیت هشت هزار تومان پرداخت نمودم. سریع آمدم و فرم را تحویل دادم. كارمند فداكار رو به من كرد و گفت: "برو عكس‌ها را به فرم منگه (استپلر) كن." این سخن را در حالی به من گفت، ‌كه منگه روی میز و در جلوی چشمانش بود. گفتم: "شما لطف كنید آنگاه منگنه كنید." گفت: "برو برو، وقت مرا نگیر، بیرون منگنه كن." نزدیك به یك ربع ساعت دنبال منگنه گشتم، تا عكس را در فرم منگنه نمودم و تحویل دادم. آنگاه فرم را با قبض پرداخت پول (یورو) به من داد و گفت: "برو این را در بانك پرداخت كن." از سفارت بیرون آمدم و قبض پرداخت پول به دستم بود و حیران مانده بودم كه بانك در این شهر بزرگ و با خیابان‌های عریض و طویل كجاست؟ در همین فكر بودم كه از كدام شخص آگاه بپرسم، در همین هنگام سه نفر جلوی پایم سبز شدند و یكی از آنان گفت: "قبض را بده به ما كه در ظرف بیست دقیقه پرداخت می‌كنیم." با اصرار زیاد آنان مواجه گشتم و به ناچار تحویل دادم. بیست دقیقه، یك ساعت به طول انجامید، تا قبض را در قبال سه هزار تومان دریافت كردم. ساعت یازده بجه قبل از ظهر بود كه به سرعت دویدم، تا فرم، قبض و همراه با سایر مدارك را به اطاقی‌كه به تازگی در حیاط سفارت تعبیه شده است، تحویل بدهم. دیدم كه كارمند فداكار و خوش اخلاق تشریف ندارد. از شخصی كه مسئول فتوكپی بود، پرسیدم: "این ... كجا رفته و چه موقع می‌آید؟" در جواب گفت: "حالا می‌آید." خدا را شاهد می‌گیرم، كه بیش از دو ساعت منتظر ماندم، تا كارمند مذبور آمد و خوشبختانه مدارك را تحویل گرفت. خوب یادم هست كه آن روز سه  شنبه بود و ساعت نزدیك به دو بجه بعد از ظهر. كارمند بخش تمدید اعتبار پاسپورت به من گفت: "برو، شنبه بیا." گفتم: "من از شهرستان آمدم، شما لطف كنید آن را كمی زود‌تر تحویل بدهید." "برو برو، شنبه بیا؛ مشكل تو، مشكل من نیست." من چاره را ناچار دیدم و مجبور شدم به شهرستانی كه ساكن هستم برگردم و روز شنبه دو مرتبه به تهران رفتم و پاسپورت تمدید شده را كه یك دقیقه كار داشت دریافت نمودم.

 

لذا مراجعان یكی از شیراز آمده، دیگری از اصفهان و سومی از كرمان، یزد ، قم و ...  هر كدام برای كاری راهی سفارت افغانستان در تهران شده‌اند. زمانی مراجعان از شرّ صف ایستادن‌های طولانی در سرما، گرفتن فرم و پر كردن آن، عكس گرفتن، قبض بانكی و ... خلاص می‌شود، ناگهان تایم كاری كارمندان سفارت به پایان می‌رسد و به مردم اعلان می‌شود، كه فردا بیایند و فرم‌ها را تحویل دهند. فردای آن روز، زمانی‌كه فرم‌ها به مدیران و كارمندان سفارت تحویل داده می‌شوند، به یكی می‌گویند پس فردا بیا، به دیگری می‌گویند چهار روز بعد و به پنجمی گفته می‌شود یك هفته بعد بیائید. البته جای انكار نیست كه برخی كارهای اداری مانند صدور پاسپورت به زمان دو روزه یا سه روزه نیاز دارد؛ ولی بسیاری از كارهای اداری مانند تمدید اعتبار پاسپورت، معرفی به بیمارستان و غیره نیازمند به یك و دو روز نیست؛ بلكه در یك فرصت بسیار كوتاه انجام داده می‌شود.

 

مردم به دلیل تاخیر در كارهای اداری كه در سفارت افغانستان در تهران به وجود می‌آید و در مدت سه، چهار روز و یا یك هفته، با چالش‌ها و مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می‌كنند. ممكن است مراجعان شب‌ها را در پارك‌ها و یا در اطاق‌های همشهریان كارگر خود سپری نمایند. ممكن است مبالغ زیادی را در مسافرخانه‌های پایین شهر پرداخت كنند. ممكن است در شهری كه زندگی می‌كنند بازگردند و برای روز موعود دو مرتبه به سفارت افغانستان در تهران مراجعه نمایند و هم‌چنین ممكن است مسیرها و راه‌های دیگری را برای تسریع در جهت كارهای اداری خویش در پیش گیرند كه همگی بستگی به مدیران و كارمندان سفارت دارد.

 

به نظر می‌رسد، مشكلات و گرفتاری‌هایی كه مراجعان و مهاجران در سفارت كبرای افغانستان در تهران با آنها دست و پنجه نرم می‌كنند به آسانی قابل‌حل می‌باشند. البته این مساله مشروط به این است‌ كه دولت افغانستان در انتخاب سفیر، سركنسول و سایر مدیران و كارمندان سفارت افغانستان در تهران توجه كافی مبذول نماید. زیرا این مساله كاملا روشن است كه شرایط سفارت در ایران با سایر سفارتخانه‌های افغانستان در جهان متفاوت است؛ برای اینكه نزدیك به سه میلیون مهاجر افغانی در این كشور زندگی می‌كنند، كه هر كدام از آنان دارای حق و حقوقی می‌باشند، كه جهت حمایت و پشتیبانی نیازمند به یك نهاد قانونی است. البته این مساله به خوبی قابل‌درك است كه اگر سفیر، سركنسول و سایر مدیران و كارمندان سفارت اندك سواد مدیریت سازمانی، اداری و رفتاری به همراه داشته باشند و با روش‌ها و شیوه‌های برخورد مناسب با ارباب رجوع آشنا باشند و دقایقی را با مشكلات و چالش‌های مردم سپری نمایند؛ قطعا بسیاری از نارسایی‌ها و ناهنجاری‌هایی كه در داخل و خارج سفارت جریان دارند، قابل‌حل خواهند بود.


احمدرمزی


منبع: جمهوری سکوت





طبقه بندی: اخبار مهاجرین،
برچسب ها: سفارت افغانستان، مشکلات مهاجرین افغانی، کارمندان سفارت افغانستان،
[ یکشنبه 1 دی 1392 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ عبدالرزاق محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همگی باهم برای افغانستانی آباد،آزادومستقل تلاش کنیم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
این صفحه را به اشتراک بگذارید
ابزار تلگرام
تماس با ما
شهر مجازی قرآن كریم خطاطی نستعلیق آنلاین
Online User